مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٥١
حُسنُ الجِوَارِ يَزِيدُ فِى الرِّزقِ . [١] صِلَةُ الرَّحِمِ و حُسنُ الجِوَارِ يَعمُرَانِ الدِّيَار و يَزِيدَانِ فِى الْأَعْمَارِ. [٢] إِنَّ أَعجَل الخَيرِ ثَوَاباً صِلَةُ الرَّحِمِ. [٣] در مجموع ، به نظر مى رسد با توجّه به شروطى كه در متون دينى و منابع كلامى [٤] و فقهى [٥] براى ثبوت ثواب براى طاعتْ تعيين شده ـ كه مهم ترين آن ايمان است كه كافران را شامل نمى گردد ـ ، مى توان گفت آنچه باور نوبختيان بوده و در برخى احاديث نيز از آن سخن رفته است، ثواب به معناى خاص كلامى (يعنى نفع استحقاقى همراه با تكريم و بزرگ داشت) نيست كه اين امر ، مختص مؤمنان است ؛ بلكه آن را مى توان چيزى از گونه عوض دانست كه عبارت است از نفع استحقاقى عارى از تكريم و بزرگ داشت. [٦] از همين روست كه سيّد رضى در تفسير آيه «وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الْأَخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِى الشَّاكِرِينَ» [٧] مى گويد: مراد از ثواب دنيا در اين جا ، منافع و لذّات دنياست كه مجازا و از باب تشبيه ، ثواب ناميده شده است. [٨]
[١] همان، ج ٢ ، ص ٦٦٦.[٢] همان، ص ١٥٢.[٣] همان جا .[٤] ر . ك : شروط استحقاق ثواب در منابع كلامى ـ كه پيش تر ياد كرديم ـ .[٥] مانند اين تعبير علّامه حلّى : «لا طاعة من الكافر لان استحقاق الثواب مشروط بالايمان» (مختلف الشيعة، ج ٨ ، ص ١٥١).[٦] تعريف كلامى ثواب و عوض در منابع متعددى آمده است ، از جمله ، ر . ك : شرح جمل العلم و العمل، ص ١٣٢؛ الاقتصاد ، طوسى، ص ١٠٨ ـ ١٠٩ ؛ كشف المراد، ص ٢٦٤. در برخى منابع (مانند : التبيان، ج ٣ ص ١٣ ؛ قواعد المرام، ص ١٥٨) خالص بودن (از شوائب) را هم از قيود ثواب ذكر كرده اند .[٧] سوره آل عمران ، آيه ١٤٥ .[٨] «انما سميت ثوابا على طريق المجاز و تشبيهاً بالثواب لما كانت فى حكم المستحق عند اُمور جعلت أسباباً لذلك» (حقائق التأويل، ص ٢٥٨؛ نيز ر . ك : التبيان، ج ٣ ص ١٣) .