مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٦٣
مسئله تحريف به معناى مورد نزاع ندارد . شاهد آن هم شش حديثى است كه در ذيل اين باب آمده است : حديث يك و دو به صورت مجمل و چهار حديث بعدى در حكم شرح و تفصيل آن دو روايت اند ؛ عنوان باب نيز از اين اجمال و تفصيل خبر مى دهد . مجموعِ احاديث اين باب ، در صدد بيان اين نكته اند كه تنزيل و تأويل، علوم ظاهرى و باطنى و تمام دانش هاى قرآن ، نزد ائمّه اطهار است و كسى همانند آنان نيست . [١] شاهد آن هم اين است كه در اين عنوان ، جمعِ قرآن را به تمام ائمه عليهم السلام نسبت داده است و تمامِ ائمه در عصر نزول قرآن نبودند تا الفاظ و تعابير قرآن را گرد آورند. شايد از همين روست كه استوانه هاى شيعه ، همچون: شيخ صدوق، علم الهدى سيد مرتضى و شيخ الطائفه ابو جعفر طوسى رحمه الله با آن كه كتاب الكافى نزد آنان بوده است ، [٢] از روايات و نيز عناوين ابواب آن، تحريف قرآن را استنتاج نكرده اند . احاديثى كه در كتاب شريف الكافى در ظاهر بر تحريف قرآن دلالت دارند ، به دو دسته كلى تقسيم مى شود : دسته اى كه همراه با مصاديق در اين زمينه نقل شده و مرحوم كلينى عمده آنها را در باب «فيه نكت ونتف من التنزيل فى الولاية» آورده است و دسته دوم كه به طور كلى و سربسته (بدون ذكر مصداق) ، حكايت از تحريف قرآن دارد.
بررسى دسته اوّل روايات
اين دسته از روايات ، با آن كه مورد استناد محدّث نورى و برخى از سلفيان (براى تحريف قرآن) است ، [٣] ليكن با ضعف سند و عدم تماميتِ دلالت مواجه است . علّامه
[١] براى توضيح بيشتر، ر . ك : حاشيه علّامه محمّدحسين طباطبايى بر الكافى ، ج ١، ص ٢٢٨ .[٢] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٤، ص ٥١ و١٦٥ باب ١١٥؛ رسائل الشريف المرتضى ، ج ١، ص ٤٠٩؛ الفهرست ، ص ١٦١ .[٣] فصل الخطاب ، ص ٢٩؛ اُصول مذهب الشيعة ، ج ١، ص ٢٢٨ و ٣٥٣؛ الشيعة وتحريف القرآن ، ص ٦٢ ـ ٦٣ .