مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٦٢
سه دليل ، قابل اثبات نيست : دليل اوّل : اين كه شيوه كلينى رحمه الله در الكافى بر نقد و ردّ روايات نيست ؛ دليل دوم : هرگز ذكر روايات در كتاب حديثى، بيان گر اعتقاد مؤلّف آن به تك تك مضامين آن روايات نيست ، هر چند مؤلّفْ ملتزم به نقل احاديث معتبره باشد ؛ چون اعتبار سندِ حديث، علّت تامه براى اعتبار متن آن نيست ، بويژه اگر آن متن (و به طور خاص در خود آن كتاب) با متنى ديگر معارض باشد. بنا بر اين ؛ بر فرض، رواياتى در الكافى بر تحريف به معناى مورد نزاع دلالت داشته باشند، اين روايات با احاديثى ديگر (از جمله احاديث كتاب «فضل القرآن» [١] الكافى) در تعارض اند ؛ تعداد اين روايات بيشتر و با متنى قوى تر و در تحت عناوين روشن درباره اوصاف و آثار قرآن قرار دارند. اين دو دسته از احاديث ، بنا به قاعده عرض اخبار بر قرآن ـ كه كلينى نيز در مقدمه كتابش آورده و به آن ملتزم شده است [٢] ـ بايد به قرآن عرضه شوند و آن دسته كه با قرآن موافق است، اخذ گردد. از اين رو ، از نظر كلينى رحمه الله ، رواياتى كه دلالت بر تحريف قرآن دارند ، در صورت عدم تأويلِ درست، در تعارض با احاديث ديگر از اعتبار ساقط اند ؛ چون با قرآن در تعارض اند ؛ دليل سوم : در هيچ يك از عناوين ابواب الكافى ـ كه حكايت از ديدگاه كلينى دارد ـ بابى تحت عنوان «تحريف قرآن» يا چيزى نزديك به آن نمى يابيم. آنان كه خواسته اند از عناوين باب ها چنين استفاده اى كنند ، تنها به عنوان اين باب: «إنّه لم يجمع القرآن كلّه إلّا الأئمّة عليهم السلام وإنّهم يعلمون علمه كلّه ؛ [٣] هيچ كسى جز ائمّه عليهم السلام قرآن را گرد نياورده و آنان تمام دانش قرآن را مى دانند» ، تمسّك كرده اند، ليكن اين عنوان ، ارتباطى با
[١] الكافى ، ج ٢، ص ٥٩٦ ـ ٦٢٧ .[٢] همان ، ج ١، ص ٨ .[٣] همان ، ص ٢٢٨ .