مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٢٧
طريق عائشه گزارش كرده است . در آن جا چنين آمده است : روى عن عائشة أنّها قالت : لم يكن النبىّ صلى الله عليه و آله يفسّر القرآن إلّا بعد أن يأتى به جبرائيل عليه السلام . [١] اين حديث، تصريح در اين معنا دارد و نياز به توضيح ندارد. شيخ طوسى نيز همين معنا را فهميده و آن را ذيل اين بحث كه كسى حق ندارد قرآن را با رأى و انديشه خود تفسير كند، آورده است . پس اين احتمال كه ضمير در حديث، به «القرآن» برگردد و مقصود، تفسير قرآن توسط پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از نزول آيات باشد، بسيار ضعيف و بعيد است ؛ چون هيچ عاقلى حدس نمى زد كه پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از نزول اصل آيات و ابلاغ آنها به مردم، به تفسير آنها پرداخته باشد تا اين گزارش، در صدد نفى آن برآمده باشد . علاوه بر اين كه نقل شيخ طوسى از اين گزارش، در واقع، نقل ديگرى است از آنچه در منابع حديثى اهل سنّت (مثل: مسند البزّاز ، مسند أبى يعلى الموصلى و تفسير الطبرى) آمده است و هيثمى، آن را ذيل باب «كيف يفسّر القرآن» در كتاب مجمع الزوائد، از اين منابع چنين نقل نموده است: عن عائشة : أنّ النبىّ صلى الله عليه و آله كان لا يفسّر شيئا من القرآن برأيه إلّا آيا بعدد ، علّمه اياهنّ جبرئيل عليه السلام . [٢] اين نقل، هر چند محدود بودن تفسير ارائه شده توسط پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز مطرح كرده ، [٣] امّا به صورت موجبه جزئيه، دلالت دارد بر اين كه همان مقدار از تفسير، از طرف بارى تعالى و توسط جبرئيل عليه السلام بر پيامبر نازل شده است .
[١] التبيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٤.[٢] مجمع الزوائد ، ج ٦، ص ٣٠٣ .[٣] احتمال ديگرى نيز در اين حديث و احاديث مشابه آن مى رود و آن اين كه اين گونه احاديث، در صدد آن هستند كه بگويند تفسير كل قرآن، يك جا نيامده است؛ بلكه چند آيه چند آيه و به طور تدريجى از طرف خدا و توسط جبرئيل، نازل مى شده است.