مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٢٥
ابلاغ آن توسط پيامبر صلى الله عليه و آله صحبت كرده، قرار گرفته است . در آيات قبل اين چنين آمده است : «لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْءَانَهُ * فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْءَانَهُ» . [١] در تمامى تفاسير، ضمير در اين آيات، به قرآن كريم ـ كه به صورت وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل مى شد و آن حضرت، مأمور در ابلاغ آن بود ـ برگردانده شده است و در تفسير «ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ» گفته شده كه مراد از اين آيه، همان تبيين و روشن ساختن آنچه از آيات اراده شده و يا احكام شريعت است كه قالب كلّى و روح آن در آيات قرآنْ طرح شده است . هر چند برخى افراد، احتمال ديگرى نيز در اين آيه مطرح كرده اند مبنى بر اين كه مراد از آيه، همان ابلاغ آيات توسط پيامبر صلى الله عليه و آله است و طبق اين احتمال، ربطى به تفسير و تبيين آيات پيدا نمى كند؛ بلكه معناى آن، چنين مى شود كه: «جمع آورى آيات قرآن و خواندن آن برتو كه پيام آور مايى، به عهده ماست و در مرحله ابلاغ آنها به مردم نيز، حفظ آن بر عهده ماست تا كم و زياد نشود و مثلاً جابه جايى در آنها صورت نگيرد»؛ امّا اين معنا در مورد آيه، احتمالى ضعيف است و خلاف ظهور آيه است و آيه، ظهور اولى و دلالت كامل در همان معناى اوّل دارد . هر چند هيچ يك از اين دو احتمال از طرف معصوم، به ما نرسيده است و فقط صِرف احتمال است؛ امّا آيه در معناى عرفى خود، روشن است و مفهوم عرفى و ظهور اولاى آن، اين است كه خداوند متعال در مرحله بعد از نزول اصل آيات و جمع آورى آنها، تبيين و تفسير آنها را نيز به عهده گرفته است . به تعبير ديگر، آن را حقّ خود دانسته و پيامبر صلى الله عليه و آله را به گونه اى لطيف، از آن بازداشته است. به عبارت بهتر، به مردم فهمانده است كه تبيين آيات و تفسير و تأويل و بيان مصاديق آن، از طرف
[١] الكافى، ج ٢، ص ٦٣٣، ح ٢٣ .[٢] همان، ص ٦٣١، ح ١٥.[٣] سوره بيّنه، آيه ١.[٤] أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أبِي نَصْرٍ قَالَ دَفَعَ إِلَيَّ أبُو الحَسَنِ عليه السلام مُصْحَفاً وَقَالَ لا تَنْظُرْ فِيهِ فَفَتَحْتُهُ وَقَرَأْتُ فِيهِ? لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَجَدْتُ فِيهَا اسْمَ سَبْعِينَ رَجُلاً مِنْ قُرَيْشٍ بِأسْمَائِهِمْ وَأسْمَاءِ آبَائِهِمْ قَالَ فَبَعَثَ إِلَيَّ ابْعَثْ إِلَيَّ بِالْمُصْحَفِ (الكافى ، ج ٢، ص ٦٣١، ح ١٦) .[٥] سوره نجم، آيه ٣ ـ ٥ .[٦] سوره قيامت ، آيه ١٩ .[٧] سوره قيامت ، آيه ١٦ ـ ١٨ .[٨] الميزان فى تفسير القرآن ، ج ٢٠، ص ١١٠ .[٩] جامع البيان (تفسير الطبرى) ، ج ١٤، جزء ٢٩، ص ١٩٠ .[١٠] التبيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٤.[١١] مجمع الزوائد ، ج ٦، ص ٣٠٣ .[١٢] احتمال ديگرى نيز در اين حديث و احاديث مشابه آن مى رود و آن اين كه اين گونه احاديث، در صدد آن هستند كه بگويند تفسير كل قرآن، يك جا نيامده است؛ بلكه چند آيه چند آيه و به طور تدريجى از طرف خدا و توسط جبرئيل، نازل مى شده است.[١٣] سوره قيامت ، آيه ١٩ .[١٤] الكافى، ج ١، ص ٢٢٩، ح ٣.[١٥] همان، ص ٢٢٨، ح ٢.[١٦] سوره نساء، آيه ٥٤.[١٧] سوره فرقان ، آيه ٧٤ .[١٨] بحار الأنوار، ج ٢٤، ص ١٣٥، ح ٩[١٩] سوره حشر ، آيه ٧ .[٢٠] فقه القرآن، ج ١، ص ٢٤٧ - ٢٤٨.[٢١] تفسير الثعلبى ، ج ٤، ص ٣١٨ .[٢٢] سوره نمل، آيه ٨٩ .[٢٣] بحار الأنوار، ج ٦٥، ص ٥٧، ح ١٠٤.[٢٤] سوره اعراف ، آيه ١٩٩ .[٢٥] عوالى اللآلى، ج ٢، ص ١٣٧ - ١٣٨.[٢٦] سوره مائده، آيه ٤.[٢٧] ر.ك: الاحتجاج، ج ١، ص ٦٦ - ٧١.[٢٨] الأمالى ، مفيد ، ص ٢٦٧ .[٢٩] علل الشرائع، ص ٥٥٠، ح ٥.[٣٠] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢١٩ - ٢٢٠.[٣١] همان، ج ٨، ص ٣٧٢.[٣٢] همان، ج ١٢، ص ٢٤٣.[٣٣] معانى الأخبار، ص ٢٦٠ ـ ٢٦١، ح ١.[٣٤] بحار الأنوار، ج ٦٦، ص ١٣٩.[٣٥] الكافى، ج ١، ص ٥٣ ، ح ١٤.