حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩٤ - دو بررسى اسناد و مدارك احاديث
كلّ سماء خلقها من الملائكة والخلق الّذى فيها من البحار وجبال البرد وما لا يعلم، ثمَّ زيَّن السماء الدنيا بالكواكب، فجعلها زينة وحفظاً تحفظ من الشياطين. فلمّا فرغ من خلق ما أحبَّ استوى على العرش، قال: فذلك حين يقول: «خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ»[١] ويقول: «كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما»[٢] و ذكر القصّة فى خلق آدم عليه السلام.[٣]
اين روايتها در كتب متأخّر، چون الدرّ المنثور و كنز العمّال نيز به نقل از مصادر اوليه، منقول است.
دو. بررسى اسناد و مدارك احاديث
چنان كه ملاحظه خواهد شد، هيچ كدام از اين چهار گروهى كه به تفسير اين روايتها و مواجهه با آنها مشغول شدهاند، به بررسى صدورىِ اين گونه روايتها نپرداختهاند.
قاعده، آن است كه پس از احراز صدور، نوبت به تفسير علمى يا تأويل فلسفى و عرفانى و يا اعتقاد به فرا عقلى بودن اين روايتها مىرسد. چنان كه طرح و طرد اين روايتها نيز مىبايد بر مبناى ضوابط و قواعد در نقد و ارزيابى صدور انجام گيرد.
اين سخن، از آن رو ابراز مىشود كه وقتى با دانشهاى نقلى، سر و كار داريم و بنا است كه مطلب يا رأيى، فارغ از صحّت و عدم صحّت محتوا، به كسانى منسوب شود بايد چنين انتسابى مورد بررسى قرار گيرد؛ چرا كه نمىتوان هر سخن درستى را به هر شخصى و مقامى منتسب كرد، گرچه داناى به علم غيب باشد؛ زيرا ممكن است آن دانش غيبى و لدنى را بر زبان نرانده باشد. وقتى پاى نسبت و نقل در ميان است، گام اوّل، ارزيابى انتساب و صدور است. نمىتوان به دعواى اين كه اينها در ميراث
[١]. سوره حديد، آيه ٤
[٢]. سوره انبياء، آيه ٣٠
[٣]. تفسير القرطبى، ج ١، ص ٢٥٥- ٢٥٦