حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩ - ٣ مسائل
شد، از «فلسفه علوم حديث»، ياد شد و در شرح آن، چنين آمد:
دو. فلسفه علوم حديث. پاسخگويى به پرسشهاى اصلى مربوط به حديث و دانشهاى وابسته، چون: مبانى حُجّيت حديث، تعميم يا تخصيص حجّيت در موضوعات گوناگون، رابطه قرآن و حديث، پاسخگويى به پرسشهاى مستشرقان و ... نمونهاى از مباحث اين بخش است.[١] حال، براى چهارمين بار، بر اين مسئله تأكيد مىشود و بيان مىدارد كه درباره فلسفه حديث و علوم حديث، چند مسئله بايد به بحث گذارده شود:
١. تعريف فلسفه حديث؛ ٢. ضرورت شكلگيرى اين رشته از دانشهاى حديثى؛ ٣. مسائل فلسفه حديث.
در اين جا به اختصار، درباره اين سه مسئله نكاتى گوشزد مىشود.
١. تعريف
در تعريف «فلسفه حديث و علوم حديث» بايد گفت:
دانشى است كه حديث و دانشهاى وابسته به آن را به عنوان يك مجموعه، مطالعه مىكند و پرسشهاى بنيادين درباره آن را مورد پژوهش قرار مىدهد.
به سخن ديگر، فلسفه حديث، از سنخ دانشهاى پَسينى و درجه دوم است كه حديث و علوم وابستهاش را مورد مطالعه قرار مىدهد.
٢. ضرورتها
درباره ضرورت شكلگيرى اين دانش بايد گفت: امروزه با گسترش دانشهاى مرتبط با حديث از يك سو و طرح پرسشهاى اساسى از سوى خاورشناسان و پژوهشگران مسلمان از سوى ديگر، و پراكندگى اينگونه مباحث در دانشهايى چون كلام، اصول فقه، تفسير، علوم قرآن و درايه، ضرورت گردآورى و انسجامبخشى و تعميق آنها، امرى روشن است.
٣. مسائل
گرچه استقصاى مسائل اين شاخه از علوم حديث، به جهت نوپايى آن، امرى دشوار
[١]. حديثپژوهى، ج ١، ص ٩