حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٥٩ - سه محمود ابو ريه(م ١٩٧٩ م)
٢. نوگرايان
اين جريان، با تأثيرپذيرى از خاورشناسان و مطالعات آنان در ضمن اظهار اعتقاد به حجّيت حديث و خبر واحد، بر ميراث حديثى بر جاى مانده، ايرادهاى جدّىاى گرفتهاند.
برخى از كسانى كه چنين نگرشى دارند، عبارتاند از:
يك. رشيد رضا (م ١٣٥٤ ق)
وى از يك سو، بر نقد متن در تفسير المنار و برخى از نوشتههايش تأكيد مىورزد و از ديگر سو، به وجود روايات جعلى و اسرائيلياتْ تأكيد داشته، راويانى چون وهب بن منبه و كعب الأحبار را به شدّت، مورد انتقاد قرار مىدهد و روايات آنان را ساختگى مىشمارد.[١] همين ديدگاه، سبب انتقاد بر او و نقد ديدگاههايش شد و در مجله المنار از سوى عبدالرحمن الجمجوبى، مورد محاجه و نقد قرار گرفت.[٢] البته وى نيز به تفصيل، از عقيده خود دفاع كرد و به انتقادها پاسخ گفت.
دو. احمد امين (م ١٩٥٤ م)
وى در دو كتاب ضحى الإسلام و فجر الإسلام[٣]، اهتمام جدّى به نقد متن دارد و معتقد است كه بايد در پرتو مطالعات تاريخىِ درست، به نقد روايات پرداخت.
سه. محمود ابو رَيّه (م ١٩٧٩ م)
وى دو كتاب مستقل در تبيين ديدگاههاى خود منتشر كرده است: يكى كتاب أضواء
[١]. تفسير المنار، ج ٣، ص ١٤١؛ مجله المنار، جلد ٢٧، ص ٦١٤- ٦١٥
[٢]. مجله المنار، جلد ٢٧، ش ٥، ص ٣٧٧- ٣٨٦ و ش ٦، ص ٤٧٩- ٤٦٢
[٣]. ضحى الإسلام، ج ٢، ص ١٠٦- ١٣٧؛ فجر الإسلام، ص ٢١٧- ٢١٨