حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٤٨ - ب منابع درباره
خاورشناسان را در تعريف سنّت، كتابت و تدوين آن را نقد كرده است. عنوان فصل سوم كتاب «جهالات حول السند و المتن» است كه ديدگاه مستشرقان را درباره اسناد و علم رجال و نيز نقد متن، بررسى مىكند.
٦. تاريخ تدوين السنّة و شبهات المستشرقين، د. حاكم عسيان الطيرى، الكويت: جامعة الكويت، ٢٠٠٢ م، ٢١٢ ص.
اين كتاب، در سه فصل، سامان يافته است. فصل نخست، با عنوان «السنّة و مراحل تدوينها» از كتاب حديث، جمع و تدوين، تصنيف حديث و پيدايش موسوعههاى حديثى سخن مىگويد.
فصل دوم، با عنوان «آراء المستشرقين حول تدوين السنّة و مناقشها»، ديدگاه چهارتن از مستشرقان (موير، گلدزيهر، شاخت، و روبسون) را در اين زمينه به بحث مىگذارد.
موير، معتقد است كه قبل از نيمه قرن دوم، مكتوب حديثى، در ميان مسلمانان وجود نداشت.
گلدزيهر، بر آن است كه احاديث رواج داشته در دوره اموى، ارتباطى به فقه ندارند، بلكه مربوط به زهد، اخلاق، آخرت و سياستاند.
شاخت، درست دانستن حتّى يكى از احاديث فقهى را دشوار مىداند؛ چرا كه آنها پس از نيمه قرن دوم هجرى، در دست مردم قرار گرفتهاند.
روبسون نيز بر اين عقيده، پاى فشرده كه شكلگيرى اسناد حديثى، در قرن دومْ صورت گرفته و آنها را به افراد سرشناسى نسبت دادهاند تا مورد پذيرش و رواج قرار گيرد.
نويسنده، اين چهار ايراد را مورد نقّادى قرار داده، عالمانه، به آنها پاسخ مىگويد.
فصل سوم، با عنوان «كتب أحاديث الأحكام و مراحل تطوّرها»، به بررسى سير