حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣٩ - متن رساله
چنانچه در حديث مىفرمايد كه: «وإن من شىء إلّا وللَّه فيه البداء»[١] و در حديث ديگر مىفرمايد: «وما عبد اللَّه بشىء مثل الإقرار بالبداء»[٢] و در زيارت حضرت موسى بن جعفر عليه السلام مىفرمايد كه: «السلام عليك يا من بدا اللَّه فى شأنه»[٣] و امثال آنها.
و توضيح اين مطلب، اين كه: علوم ملكيّه الهيه كه در لوح محفوظ و لوح محو و اثبات و الواح سماويّه و مبادى عاليات و صدور كاملين از انبيا و اوصيا و ملائكه مقرّبين و كتب سماويّه و عرصه ايجاد و غير آنها كه همه آنها كتب الهيّهاند و يك معناى باطنى «وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ»[٤] اند و يك معناى «عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى»[٥] و امثال آنها هستند.
جميع احكام و اوامر و نواهى تشريعيه و تكوينيه، در آنها احكام اللَّه است به همان معنا كه گفته شد. پس همچنان كه اگر در آنها تردّد به هم رسد، آن را تردّد الهى نام مىگذارند و همچنين هرگاه در آنها به جهت اختيارات عباد و مخلوقات و حِكَم و مصالح الهيّه ملكيّه و ملكوتيّه، بدائى حاصل شود (يعنى اظهار ما لم يظهر شود كه اين معناى بداء است نه پشيمانى، چنانچه بعضى گمان باطل كردهاند)، آن را بداء الهى نام مىنهند، به همان نحو كه گفته شد. والعاقل يكفيه الإشارة ومن اللَّه الهداية؛ و از براى تفصيل اين مسئله، مقامى ديگر بايد، نه اين رساله مختصره؛ وكفّت الإشارة لأهل البستان.
مطلب چهارم: بيان اسباب تردّد مؤمن است، پس آن، به اختلاف مراتب ايمان و
[١]. التّوحيد، ص ٣٣٤- ٣٣٥، باب البداء، ح ٩( با اندكى تفاوت)
[٢]. همان، ص ٣٣٢؛ بحارالأنوار، ج ٤، ص ١٠٧، ح ١٩؛ الكافى، ج ١، ص ١٤٦( در اين مصادر، واژه اقرار، نقلشده است)
[٣]. كامل الزّيارات، جعفربن محمّد قولويه( م ٣٦٧ ق)، ص ٣٠١- ٣٠٢
[٤]. سوره ق، آيه ٤
[٥]. سوره طه، آيه ٥٢