حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٩ - پنج تفسير قرآن به قرآن در روايات
قرآن و عرضه اخبار بر كتاب خداست، معنايى ندارد جز آن كه تمام منقولات پيامبر صلى الله عليه و آله را از قرآن مىتوان استفاده كرد و اگر فهم قرآن، بر تبيين پيامبر متوقّف باشد، دورى آشكار خواهد بود.
چهار. فصاحت و بلاغت قرآن
و ليس بين آيات القرآن (و هى بضع آلاف آية) آية واحدة ذات إغلاق و تعقيد فى مفهومها بحيث يتحيّر الذهن فى معناها، و كيف؟ و هو أفصح الكلام و من شرط الفصاحة خلو الكلام عن الإغلاق و التعقيد، حتّى أنّ الآيات المعدودة من متشابه القرآن كالآيات المنسوخ و غيرها، فى غاية الوضوح من جهة المفهوم، و إنّما التشابه فى المراد و هو ظاهر؛[١]
در ميان تمامى آيات قرآن- كه چند هزار است- آيهاى نيست كه اغلاق و تعقيد در مفهوم داشته باشد، به گونهاى كه ذهن آدمى در معنايش سرگردان شود. چگونه چنين باشد كه قرآن، فصيحترين سخن است و شرط فصاحت، دورى سخن از اغلاق و تعقيد است، بلكه آياتى كه در شمار متشابهات قرآن است (مانند آيات منسوخ)، از جهت مفهوم، در نهايت وضوح است و تشابه، همانا در مراد است.
پنج. تفسير قرآن به قرآن در روايات
على أنّ جمّاً غفيراً من الروايات التفسيرية الواردة عنهم عليه السلام مشتملة على الاستدلال بآية على آية، والاستشهاد بمعنى على معنى، ولا يستقيم ذلك إلّا بكون المعنى ممّا يمكن أن يناله المخاطب و يستقلّ به ذهنه لوروده من طريقه المتعيّن له؛[٢]
علاوه بر آن كه بسيارى از روايات تفسيرىاى كه از ائمه عليهم السلام رسيده، مشتمل بر استدلال به آيهاى بر آيه ديگر و استشهاد به معنايى بر معناى ديگر است، اين، بدان
[١]. همان، ج ٢، ص ٩
[٢]. همان، ج ٣، ص ٨٧