حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٦٦ - سخن پايانى
اگر به ادبيات سه قرن پيشِ زبان پارسى بازگرديم و برادران خوانسارى را با اقران ايشان بسنجيم، به اين امتياز برمىخوريم؛ گرچه برخى آثار آنها بر پارهاى از ترجمههاى امروزىِ كتب حديث نيز برترى دارد.
به هر روى، تلاش خوانسارىها در برگردان احاديث به زبان فارسى، از جهت كمّى و كيفى، درخور تحسين و تقدير است و ترجمههاى آنها را مىتوان از نمونههاى برتر اين دوره از تاريخ ترجمه حديث، به شمار آورد.
پس از اين دوره، ترجمه حديث، رونق بيشترى يافت. چنان كه شيخ آقا بزرگ تهرانى، از بيش از يكصد و سى ترجمه متون حديثى ياد مىكند كه در دوره پس از خوانسارىها تا زمان تأليف الذريعة پديد آمدهاند.[١] پس از آن نيز شاهد ترجمههاى فراوان ديگرى از كتب حديث بودهايم، چون ترجمههاى فراوان نهج البلاغه، الكافى، و ....
سخن پايانى
آنچه در پايان بايد بدان اشاره كرد (تا در مجالى ديگر به تفصيل بدان پرداخته شود)، آشفتگى و سستى بيشتر ترجمههايى است كه از احاديثْ صورت مىگيرد. نقد و بررسى ترجمههاى موجود و نشان دادن كاستىهاى آنها مىتواند در حركت به سوى اتقانِ برگردانها و دستيابى به اصول و قواعد ترجمه متون دينى، مؤثّر افتد.
چنان كه نظارت يك هيئت علمى بر ترجمههاى احاديث (مانند ترجمههاى قرآن) نيز مىتواند در تقليل لغزشها مفيد باشد.
در اين جا همه دانشوران را به توجّه و اهتمام به اين امر، فرا مىخوانيم و ناگفته نگذاريم كه در اين باره، به نقد و بررسى ترجمههاى كتب حديث و نيز تدوين اصول و قواعد ترجمه حديث از سوى دانشوران، اميد بستهايم.
[١]. ر. ك: الذريعة، ج ٤، ص ٧٢- ١٤٧