حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٦٥ - ويژگى ترجمه هاى خاندان خوانسارى
آقا جمال در ترجمه غرر الحكم و درر الكلم، در موارد بسيارى، معانى محتمل را بازگو مىكند و به سادگى از يك ساختار، عدول نمىورزد. به عنوان نمونه، در ترجمه «قَد» كه بر سر فعل مضارع درآمده باشد، چنين نوشته است: «گاه هست يا بسيار است».[١] در ترجمه «شَرُّ الفَقْرِ المُنى» مى نويسد: «بدترين درويشى، آرزوهاست و ممكن است كه ترجمه، اين باشد كه: بدى درويشى، آرزوهاست».[٢] در ترجمه «شرُّ الامراء مَنْ ظَلَم رعِيتَّهُ» گفته است: «بدترين امرا كسى است كه ستم كند رعيّت خود را و ممكن است كه ظلم، به صيغه مجهول خوانده شود و ترجمه، اين باشد كه: بدترين امرا، كسى است كه ستم كرده شود رعيّت او».[٣] در ترجمه اين عبارت دعاى صباح: «و ترزق مَن تشاء بغير حساب»، مىنويسد: «و روزى مىدهى هر كسى را كه مىخواهى، بىاندازه و شمار، يا بىمحاسبه و بازخواستى».[٤] پاره ديگرى از آن دعا (و حقّق بفضلك أملى و رجائى) را چنين ترجمه كرده است: «و محقّق ساز به سبب فضل خود يا در حالتى كه تفضّل كنندهاى بر من، آرزو و اميد مرا».[٥] اينها نمونههايى اندك بود كه به صورت گذرا برگزيده شد و تا اندازهاى مىتواند اين ادّعا را به اثبات رساند.
٣. روانى و سليس بودن و گستردگى واژگان، از ديگر خصوصيات اين ترجمههاست.
البته ناگفته نماند كه اين ويژگى را بايد با درك محيط علمى- ادبى آن دوره، مورد داورى و قضاوت قرار داد.
[١]. شرح غررالحكم، ج ٤، ص ٤٦٨- ٤٧٢
[٢]. همان، ص ١٧٢
[٣]. همانجا
[٤]. رسائل( شانزده رساله)، ص ٣٣١
[٥]. همان، ص ٣٣٧