حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٤ - ٣ اصالت قرآن و حديث
روايتها چند دسته از احاديث، بر مراجعه به قرآن و فهمپذيرىاش دلالت دارند:
١. حديث ثقلين؛
٢. احاديث عرضه اخبار به قرآن؛
٣. احاديث ارجاع به قرآن؛
٤. احاديث تدبّر در قرآن؛
٥. احاديث نشان دادن شيوه استنباط از قرآن؛
٦. احاديثى كه دلالت دارند بر اين كه قرآن را نبايد مبهم انگاشت؛
٧. احاديثى كه دلالت دارند هر آنچه ما گفتيم، محلّش را از قرآن بخواهيد.
و ....[١] در پاسخ به دليل دوم نيز مىگويد:
اولًا وجود تخصيص و نَسخ، سبب فحص مىشود نه اجمال، ثانياً اين امر، در روايتها نيز وجود دارد و اگر سبب اجمال گردد، بايد درباره احاديث نيز اينگونه گفت.[٢]
٣. اصالت قرآن و حديث
مشهورِ مسلمانان- اعم از شيعه و اهل سنّت-، بدون تصريح، اين رأى را باور دارند.
آنان منابع دينشناسى را دو امر مىدانند و جز در موارد تعارض و يا ضعف احاديث، روايات را مقبول و معتبر مىدانند. تخصيص و تقييد عمومات قرآن به حديث و حتّى اعتقاد به نسخ قرآن با سنّت، از اين حقيقتْ پرده برمىدارد.
به نظر اين گروه، برخى از آيات قرآن، جز با سنّت و حديث، قابل فهم نيستند. پيش از اين گفتيم كه شيخ طوسى، آيات قرآن را به چهار دسته تقسيم مىكند كه دستهاى از آن را فقط خداوند مىداند، دستهاى را مردم، و دو دسته ديگر، تنها با حديثْ مفهوم مىشوند.
اين سخن را شيخ يوسف بحرانى و ديگران نيز تصديق كردهاند.
[١]. ر. ك: فرائد الاصول، ج ١، ص ٥١- ٦٦
[٢]. همان جا