حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢١ - ٢ اصالت حديث و عدم حجيت ظواهر قرآن
«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ».[١] «وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ».[٢] «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا».[٣] «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ».[٤] «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ».[٥]
ثانياً، گرچه وضع و جعل، پذيرفتنى است، ولى نمىتوان كلّيت سنّت را مورد انكار قرار داد. تلاشهاى محدّثان از زمان پيامبر، بر حفظ و كتابت حديث و نيز شكلگيرى دانشهايى مانند: «رجال» و «مختلف الحديث»، براى پاسدارى از اين حقيقت بوده است. در اينجا بايد به يك حقيقت اعتراف كرد كه انكار كتابت از سوى اهل سنّت، زمينه پيدايش ايرادهاى فراوانى از سوى خاورشناسان و روشن فكران شده است و اينك در وضعيتى قرار گرفتهاند كه بيرون آمدن از آن براى شان دشوار است و تلاشهاى پژوهشگران آنان در اثبات كتابت حديث از عصر پيامبر، نتوانسته از فشار اين شبهات بكاهد.
٢. اصالت حديث و عدم حجّيت ظواهر قرآن
اين ديدگاه را مىتوان به اخبارىها نسبت داد. آنان كوشيدند تا فهم قرآن را از غير معصوم، منتفى جلوه دهند كه نتيجهاش اصالتْبخشى به حديث است؛ گرچه خود بدان تصريح نكردهاند.
[١]. سوره نحل، آيه ٤٤
[٢]. سوره جمعه، آيه ٢
[٣]. سوره حشر، آيه ٧
[٤]. سوره نساء، آيه ٥٩
[٥]. سوره نساء، آيه ٨٣