حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧٨ - ه تقابل كتاب با تصنيف
«له نحو من خمسمئة مصنّف و رسالة ... فمن كتبه»:
الفهرست، ش ٥٨٧.
«حسن التصنيف ... من كتبه»:
رجال النجاشى، ش ٢٣٧.
ه. تقابل كتاب با تصنيف
شيخ طوسى، در يك مورد، اين دو تعبير را مقابل هم قرار داده است، آن جا كه در شرح حال فضل بن شادان (/ شاذان) نيشابورى مىنويسد:
له كتب و مصنَّفات.[١]
از آن رو كه كتاب، اعم است و شامل اصل نيز مىگردد، ممكن است در اين تعبير، از كتاب، معناى اصل، اراده شده باشد و بدين جهت، آن را مقابل مصنَّف قرار داده است.
بر اين اساس، اصل، به نوشتههايى اطلاق مىشود كه از روى منبع ديگرى، اخذ نشدهاند و مصنَّف، به نوشتههايى گفته مىشود كه از آثار پيشين نيز استفاده كردهاند و كتاب، عنوانى عام است كه هم بر اصلْ تطبيق مىشود و هم بر مصنّف. بر اين پايه، مدّعاى شيخ مفيد و ديگران كه اصول را چهارصد عنوان گفتهاند، اين خواهد بود كه دستنوشتههاى حديثى نخستين در عصر حضور، به چهار صد مىرسد، گرچه مجموع آثار شيعه، بيش از اين تعداد است.
همچنين بر پايه همين نظر، به كار بردن تعبير «مصنَّف» براى اصول چهارصدگانه- چنان كه محقّق حلّى،[٢] شهيد اوّل،[٣] شيخ حسين بن عبدالصمد[٤] و ميرداماد،[٥] به كار
[١]. همان، ص ١٢٤( ش ٥٥٢)
[٢]. ر. ك: المعتبر، ص ٥
[٣]. ر. ك: الذكرى، ص ٦
[٤]. ر. ك: وصول الأخيار إلى اصول الأخبار، ص ٤٠
[٥]. ر. ك: الرواشح السماوية، ص ١٨- ٩٩