حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧٦ - د عام بودن كتاب، نسبت به تصنيف
ابن أبى عمير، خود، راوى صد كتاب است. بنا بر اين، على القاعده، بيشترين آثار وى تصنيف خواهد بود كه از آثار اوّليه، استفاده كرده است.
٣. وى درباره حيدر بن محمّد بن نعيم سمرقندى مىنويسد:
... و قد روى جميع مصنّفاته [أى مصنّفات العيّاشى] و قرأها عليه، و روى ألف كتاب من كتب الشيعة بقراءة و إجازة ... و له مصنَّفات ....[١]
وى نيز همچون ابن ابى عمير، آثار گذشته را نقل كرده و خود، تصنيف كرده است.
ج. عام بودن كتاب، نسبت به اصل
شيخ طوسى در الفهرست، در موارد بسيارى، عبارتهايش را به گونهاى تنظيم كرده كه از آنها عام بودن كتاب، نسبت به اصل، استفاده مىشود. در ادامه، براى نمونه، دو مورد را ذكر مىكنيم:
١. در شرح حال احمد بن حسين بن سعيد بن عثمان قرشى مىنويسد:
له كتاب النوادر و من أصحابنا مَن عدَّه من جملة الاصول.[٢]
٢. در شرح حال بندار بن محمّد مىنويسد:
... له كتب منها كتاب الطهارة ... و غيرها على نسق الاصول.[٣]
د. عام بودن كتاب، نسبت به تصنيف
در اين زمينه- كه كتاب، از تصنيفْ عامتر است و يك قِسم از آن به شمار مىرود-، در الفهرست شيخ طوسى و رجال النجاشى تعابيرى فراوان به عنوان شاهد يافت مىشود كه به اجمال، تنها به منابع يادشده و شماره عبارت در آنها اشاره مىشود:
١. تعابير «صنَّف كتباً كثيرة» يا «صنَّف كتباً كثيراً» و يا «صنَّف كتباً» و سپس به شمارش آنها پرداختن با تعبير «منها كتاب ...»:
[١]. همان، ص ٦٤( ش ٢٤٩)
[٢]. همان، ص ٢٦( ش ٧٠)
[٣]. همان، ص ٤١( ش ١٢٥)