حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧٠ - تفاوت«اصل» و«كتاب»
فالأصل من كتب الحديث هو ما كان المكتوب فيه مسموعاً لمؤلّفه عن المعصوم أو عمّن سمع منه، لا منقولًا عن مكتوب؛ فإنَّه فرع منه.[١]
تعريفهاى بحرالعلوم، وحيد بهبهانى و آقابزرگ تهرانى، به يك حقيقت برمىگردند و آن، اين است كه نوشتهاى را «اصل» مىگويند كه از اثر ديگرى، اخذ نشده باشد و محتوايش مسموعات نويسنده، از معصوم يا راويان ديگر باشد.
به سخن ديگر، اصل، در سه تعريف از تعاريف چهارگانه بالا، دو ويژگى دارد:
١. حديث معصوم است؛
٢. سماع نويسنده، از معصوم يا راوى ديگر است.
امّا در تعريف ملّا عناية اللَّه قهپايى، ملاكِ اصل، يك چيز است و آن، اين كه حديث معصوم، در آن گردآمده باشد و غير از حديث، چيز ديگرى در آن نباشد؛ خواه اين احاديث، از اثرى ديگر گرفته شده باشند و يا فقط شنيدههاى خود نويسنده باشند.
اين تعاريف- چنان كه علّامه سيّد محسن امين، ادّعا كرده[٢] و استاد سيّد محمّدحسين حسينى جلالى، آن را مستند ساخته است-،[٣] حدسى و تخمينىاند؛ زيرا نه متن اصول، بر جاى مانده است تا با بررسى آنها بتوان به تعريفى دست يافت و نه از سوى صاحبان اصول، و يا كسانى كه اين اصول را فهرست كردهاند، تعريفى در دست است. بر اين اساس، نمىتوان به نتيجهاى اطمينانبخش دست يافت.
در اين تعاريف، به هيچ روى، به تصنيف يا مصنَّف، اشارهاى نشده و صاحبان تعريفهاى يادشده، از كنار آن گذشتهاند.
اگر بر همين مقدار بسنده شود، مشكلى بروز مىكند و آن، اين است كه طبق اين تعاريف، واژه «اصل» با «كتاب»، متفاوت است. از سوى ديگر، آنچه به عنوان اصل،
[١]. الذريعة، ج ٢، ص ١٢٥- ١٢٦
[٢]. أعيان الشيعة، ج ١، ص ١٤٠
[٣]. دائرة المعارف الإسلامية الشيعية، ج ٢، ص ٣٢