حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢٦ - معيارهايى چند
بر اين اساس، نسبت دادن آنها به ائمه عليهم السلام با ترديد جدّىاى مواجه است؛ زيرا اگر در جايى، املاى امام و كتابت شاگرد باشد- چنان كه ذكر شد-، آن را به عنوان مكتوب ائمه مىتوان به شمار آورد؛ ولى در غير اين صورت، مانند آن است كه راوى، احاديثى را مىشنود و خود مىنگارد، كه أصول أربعمئة و ساير نوشتههاى حديثى ياران ائمه عليهم السلام از اين جملهاند.
بجز اين، مىتوان شواهد ديگرى نيز ياد كرد. نجاشى در شرح حال «عبد اللَّه بن ابراهيم بن الحسين بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب عليهم السلام» مىنويسد:
له نسخة يرويها عن آبائه ....[١]
نسبت دادن نسخه، به پدران خود، با تعريفى كه خطيب بغدادى از نسخه ارائه كرده، كاملًا سازگارى دارد؛ يعنى احاديثى را از اجداد خود، نقل و ثبت كرده است و از اينرو، نسخهها را نمىتوان به آبا نسبت داد، چنان كه نمىتوان گفت كه املاى يكى از آن بزرگواران است. بدين جهت، اين كه برخى، اين نسخه را در شمار مؤلّفات امام سجّاد عليه السلام آوردهاند، با وجود اين قرينه واضح، خطاست.[٢] همچنين مرحوم سيّد حسن صدر، در تأسيس الشيعة، «كتاب جامع فى الفقه» را به ثابت بن هرمز، نسبت داده كه از امام سجّاد عليه السلام نقل كرده است و در ابتدا با عنوان:
«اصحاب ائمه كه صاحب جوامع بزرگ فقهى بودهاند»، به بحث پرداخته است:
تنبيه: فى ذكر أرباب الجوامع الكبار فى الفقه من أصحاب الأئمّة الأطهار، فلثابت بن هرمز أبى المقدام جامع فى الفقه، يرويه عن الإمام زين العابدين على بن الحسين عليهما السلام.[٣]
١١. عنوانهاى كتاب كه در برخى از منابع پيشين، در شمار مؤلّفات ائمّه عليهم السلام
[١]. رجال النجاشى، ص ٢٢٤( ش ٥٨٧)
[٢]. تدوين السنّة الشريفة، ص ١٥٢
[٣]. تأسيس الشيعة، ص ٣٠٠