حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٧٦ - پيام غدير عصمت، حجيت و خلافت عترت
وأنَّهما لن يفترقا حتّى يردا على الحوض.[١]
پس عترت، به سان قرآن است و اوصاف قرآنى دارد. اگر قرآن خود را «نور»، «هادى»، «بَيان»، «تِبيان»، «شِفا»، «حَقّ» و ... وصف كرده، عترت نيز چنين خواهد بود؛ چرا كه نور و ظلمت، هادى و مضل، شفا و درد، حق و باطل، و بيان و ابهام، همتاى هم نيستند. تنها نور با نور، حق با حق، شفا با شفا و ... مىتوانند دو ثقل جدايىناپذير باشند، و اين يعنى عصمت عترت، يعنى حجّيت كلام، فعل و تقرير آنان؛ زيرا آنچه نور است، ظلمت را در آن راهى نيست، و آنچه حق است، از باطل به دور است، و هادى، از اضلال مبرّاست، و بيان و تبيان، مجمل نيست تا روشنگر بخواهد.
و اين، يعنى عصمت و حجّيت سنّت آنان: «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ».[٢] در غدير، عترت، به مقام مولايى و جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله برمىنشيند. رسول، صلا مىدهد:
ايُّها النّاسُ مَن اولى بِالمُؤمِنينَ مِن انفسِهِم؟
امّت، پاسخ را به خدا و رسول وامى گذارد و پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
انَّ اللّهَ مَولاى وَ انَا مَولَى المُؤمِنينَ وَ انَا اولى بِهِم مِنَ انفُسِهِم.
مسلمانان، به مولا بودن و اولويت رسول، اعتراف مىكنند و ايشان اين منصب را به جانشين خود وامىگذارد و مىگويد:
فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىّ مَولاهُ.
مولا بودن على عليه السلام بر مولا و اولا بودن پيامبر صلى الله عليه و آله مترتّب مىگردد، حال، معناى مولا چه مىتواند باشد؟ آيا على، پسر عموى پيامبر است؟ آيا على، همسايه پيامبر است؟ آيا على، ناصر و ياور پيامبر است؟ و آيا ...؟ مگر مىتوان اين معانى را بر مولا و
[١]. همان جا
[٢]. سوره يونس، آيه ٣٢