حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٨٠ - اصول
را معرّفى كرده است، مانند: عيّاشى[١] و مفيد،[٢] با دويست اثر و شيخ صدوق،[٣] با سيصد اثر.
٢. تعبير «اصل»- كه در نوشته عدّهاى از محقّقان شيعه قيد شده-، منشأ اثر علمى يا عملى قرار نگرفته است و تنها برخى از آثار را محقّقان متأخّر، بر آن بار كردهاند. البته اگر به مفهوم لغوى اصلْ توجّه شود- كه در اين نوشته نيز چنان شد و علّامه تهرانى نيز آن را تأييد كرده است-، مىتوان از سبقت و به نوعى، اعتبار آنْ سخن راند.
نكته ديگرى كهبايد از آن ياد كرد، اين است كه اين عنوان را ظاهراً نويسندگان، بر آثار خود اطلاق نكردهاند؛ بلكه در دورههاى بعد، اين لقب، به اينگونه آثار، داده شده است.
٣. در معرّفى هر اثر، سعى مىشود اين اطّلاعات ارائه گردد:
- نام صاحب اصل، با سال ولادت و فوت، اگر در فهرستنامهها ثبت شده باشد؛
- نام معصوم معاصر؛
- نام راوى اصل؛
- مصادر رجالىاى كه در آنها از اصل، ياد شده است؛[٤]- مصادر حديثىاى كه در آنها از اصل، ياد شده است؛
- مصادر فقهىاى كه در آنها از اصل، نام برده شده است.[٥] اينك به معرّفى اصول (با مشخّصات ياد شده) مىپردازيم:
[١]. همان، ص ١٣٦( ش ٥٩٣)
[٢]. همان، ص ١٥٨( ش ٦٩٦)
[٣]. همانجا( ش ٥٩٥)
[٤]. فهرستنامهها( همچون: الذريعة) و كتب تراجم( همچون: معالم العلماء و أعيان الشيعة) را تسامحاً در ضمن اطّلاعات رجالى آوردهايم
[٥]. گفتنى است كه برخى كتب حديثى شيعه، به عنوان كتاب فقه، تأليف شدهاند( مانند: كتاب من لايحضره الفقيه) و يا امروزه، كتاب فقهى شمرده مىشوند( مانند: وسائل الشيعة)؛ امّا به دليل عدم اشتمال آنها بر مباحث فقهى، اينگونه كتابها را در زمره منابع حديثى آوردهايم