دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٥
٦٠٧٦.امام صادق عليه السلام : نه جبر است و نه تفويض؛ بلكه چيزى بين اين دو چيز است.
٦٠٧٧.امام صادق عليه السلام ـ وقتى درباره جبر و تفويض، مورد پرسش قرار گرفت ـ: نه جبر است و نه قَدَر؛ ليكن جايگاهى بين آن دو است. حق، در آن جايگاهى است كه بين آن دو است و جز خداوندِ دانا يا آن كه خداوندِ دانا بدو آموخته، آن را نمى داند.
٦٠٧٨.الكافى ـ به نقل از ابو طالب قمى، از مردى ـ: [به امام صادق عليه السلام ] گفتم: آيا خداوند، بندگان را بر گناهان، وادار ساخته است؟ فرمود: «نه» . گفتم: آيا كار را به آنان وا نهاده است؟ فرمود: «نه». گفتم: پس چگونه است؟ فرمود: «لطفى است از جانب پروردگار تو، در بين آن دو (وادار ساختن و وانهادن) » .
٦٠٧٩.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از ابراهيم بن عبّاس ـ: شنيدم كه مردى از امام رضا عليه السلام پرسيد: آيا خداوند، بندگان را به چيزى كه توان انجام دادنش را ندارند، موظّف مى نمايد؟ فرمود: «خدا دادگرتر از آن است». [مرد] گفت : مگر بر هر چيزى كه اراده اش نمايند، توانايند؟ فرمود : «آنها ناتوان تر از آن اند».
٨ / ٣
معناى «امر بين دو امر»
٦٠٨٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند از روى اجبار، فرمانبرى، و از روى شكست، نافرمانى نمى شود و بندگان را بدون سرپرست ، رها نكرده است ؛ ليكن او بر آنچه آنان را بر آن نيرومند ساخته، تواناست و چيزى را كه به آنان تمليك نموده، مالك است ؛ چرا كه اگر بندگان ، فرمان خدا را امتثال نمايند، چيزى و كسى نمى تواند از آن باز بدارد ، و اگر [قصد كنند كه ]مرتكب نافرمانى خدا شوند و خدا بخواهد ميان آنان و آن (نافرمانى) حايل شود ، چنين مى كند و [البتّه ]چنين نيست كه اگر كسى خواست ميان كسى و كار او مانع شود ، ولى نشد ، و آن شخص آن كار را انجام داد، [بتوان گفت كه] مانع كار ، آن كس را به آن كار وادار نموده است. [١]
[١] . توضيح، اين كه : صِرف قدرت داشتن خداوندبر حايل شدن ميان شخص و كارش ، بر اين كه خداوند ، كننده آن كار است ، دلالت نمى كند ؛ زيرا توانايى بر جلوگيرى ، غير از جلوگيرى كردن است و موجب نسبت دادن كار به خداوند سبحان نمى شود.