دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٢
كه معتقدند: «إنّ اللّه تعالى قضى بالمعصية على خلقه»؛ زيرا اگر مقصودشان اين است كه خداوند ، گناه و نافرمانى را در ميان آفريدگانش آفريده است، بايد بگويند: «قضى فى خلقه بالعصيان»، نه «قضى عليهم» ؛ چون آفريدن در ميان آنهاست ، نه بر آنها. اين ، در حالى است كه خداوند متعال با اين سخن خود : « الَّذِى أَحْسَنَ كُلَّ شَىْ ءٍ خَلَقَهُ؛ [١] آن خدايى كه هر چيزى را نيكو آفريد» ، گفته كسانى را كه آفرينش گناه را به خدا نسبت مى دهند، تكذيب كرده است. اگر مقصودشان اين است كه قضا به معناى امر كردن به گناهان است، اين هم درست نيست؛ زيرا خداوند با اين آيه: « إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ؛ [٢] همانا خدا به زشتكارى فرمان نمى دهد. آيا بر خدا چيزى مى بنديد كه نمى دانيد؟» ، مدّعى چنين سخنى را تكذيب كرده است. اگر مقصودشان اين باشد كه خداوند ، خلق را از گناهانى كه مى كنند ، آگاه و مطّلع كرده است، اين نيز بى معناست؛ زيرا مردم نمى دانند كه در آينده اطاعت مى كنند يا معصيت و از اين كه در آينده چه از آنها سر خواهد زد، اطّلاع تفصيلى و دقيقى ندارند. اگر منظورشان اين باشد كه خداوند ، ميان بندگان به معصيت داورى كرده است، اين نيز درست نيست؛ زيرا احكام و داورى هاى خداوند متعال ، حق است و معصيت ، از خود آنان سر زده است . بنا بر اين ، اين سخن آنها بى معنا و به اتّفاق [اهل نظر] ، بيهوده و لغو است. پس، بطلان پندار كسانى كه معتقدند خداوند متعال به گناهان و زشتى ها حكم مى كند، روشن شد. با توضيحاتى كه داديم، به نظر ما معناى قضا و قدر ، اين است كه خداوند
[١] سجده : آيه ٧ .[٢] اعراف : آيه ٢٨ .