دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧
فخر رازى ، عدالت خداوند را چنين تفسير مى كند : أمّا المشايخ فقالوا: العدل هو الّذي له أن يفعل ما يريد، وحكمه ماضٍ في العبيد . [١] امّا مشايخ ، گفته اند : عادل ، كسى است كه هر چه مى خواهد ، مى كند و حكمش درباره بندگان ، نافذ است . عبد القاهر بغدادى مى نويسد : دوستان ما در تعيين چارچوب معنايى عدالت ، اختلاف دارند . برخى از آنان گفته اند كه عدالت ، آن چيزى است كه لازم است فاعل ، آن را انجام دهد ... ، و برخى ديگر گفته اند: عدالت در كارهاى ما ، آن است كه با دستور خدا سازگار باشند و جور ، آن است كه با نهى خدا سازگار باشند . [٢] شهرستانى نيز در اين باره مى گويد : عدالت ، بر اساس مذهب اهل سنّت ، اين است كه خداوند ، در كارهاى خود، دادگر است ؛ يعنى در فرمان روايى و مِلك خود، دخل و تصرّف مى كند و هر چه بخواهد ، مى كند و به هر چه اراده كند ، فرمان مى راند . پس عدالت ، قرار دادن چيزى در جايگاه خود است . و آن ، دخل و تصرّف در مِلك بر مقتضاى مشيّت و علم است و ستم ، ضدّ آن است . بنا بر اين، از خداوند ، هيچ گونه جفايى در حكم و هيچ ستمى در تصرّف ، قابل تصوّر نيست . [٣] بر اساس اين مبنا ، صفت «عدل» ، از افعال و اوامر و نواهى خداوند متعال ، نشئت مى گيرد و عقل، ميزان داورى درباره افعال خداوند متعال نيست . به عبارت ديگر ، هر كارى كه خداى متعال انجام مى دهد، عدل است ، گرچه در نظر
[١] شرح الأسماء الحسنى : ص ٢٤٥ .[٢] اُصول الدين : ص ١٣١ .[٣] الملل و النحل : ج ١ ص ٤٢ .