دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧
هدف آفرينش، آفريدن شر و فساد نبوده است ؛ بلكه شر و فساد ، پس از آفرينش موجودِ آزادى به نام انسان و به تبع آن ، تحقّق مى يابند.
٣ . انسان در پيدايش ناگوارى ها نقش دارد
سومين نكته قابل توجّه در تبيين رابطه «قضا و قدر» و «شُرور» ، نقش انسان در پيدايش شُرور است . تقدير الهى در مورد شُرورى كه به دست انسان پديد مى آيند، خِذلان (به معناى: واگذار شدن انسان به خويش) است . انسان ، گاهى استحقاق «توفيق» مى يابد و گاهى استحقاق «خذلان»، و آن گاه كه استحقاق خذلان يافت، خداوند ، او را به خود ، وا مى گذارد . در اين جاست كه انسان ، بدون اين كه مجبور باشد ، به اراده خودش شر مى آفريند . بر اين اساس ، آنچه خير از انسان سر مى زند ، به توفيق خداوند و منسوب به خداست و آنچه شر از انسان سر مى زند ، به خودِ او منسوب است ؛ چرا كه او بر خلاف خواست تشريعى خداوند و به اراده خود، آن را انجام داده است ، چنان كه در دعا مى خوانيم : «خير در دستان توست و شر به تو منسوب نيست» . اين موضوع در فصل آينده ، بيشتر توضيح داده خواهد شد .