دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٣
«وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ. [١] و يهود گفتند : «دست خدا ، بسته است» . دست هاى خودشان بسته باد و به سزاى آنچه گفتند ، از رحمت خدا دور باشند! بلكه هر دو دست او گشاده است . [ خدا ] هر گونه بخواهد ، مى بخشد» . مقصود يهود از «دست خدا ، بسته است» ، اين نبوده كه خدا دست دارد و دست او مثلاً با ريسمانى بسته شده است ؛ بلكه اعتقاد يهود اين بود كه خداوند ، از كار تدبير و تقدير ، فارغ شده و ديگر نه مى افزايد و نه مى كاهد. در نتيجه خداوند عز و جلدر ردّ سخن آنان ، فرمود: «غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ؛ دست هاى خودشان بسته باد و به سزاى آنچه گفتند، از رحمت خدا دور باشند! بلكه هر دو دست او گشاده است. خدا هر گونه بخواهد، مى بخشد» . [٢] بدين سان ، اعتقاد به بَدا ـ كه اعتقاد به باز بودن دست خدا در تقديرات است ـ ردّ اعتقاد يهود به بسته بودن دست خداست و كسانى كه منِكر بَدا به معناى صحيح آن هستند ، در صف يهود قرار دارند . جالب است بدانيم كه برخى منكِران بدا ، شيعه را به همسويى با يهود در اعتقاد به بَدا متّهم مى كنند ، [٣] در حالى كه بر اساس اين آيه شريف ، خودِ آنان اند كه با يهود ، همسو هستند . به نظر مى رسد كه يكى از دلايل انكار بدا به وسيله اهل سنّت ، اين است كه در كتاب هاى معتبر آنها ، احاديثى وجود دارند كه خدا را از امر «قضا و قدر» فارغ
[١] . المائدة: ٦٤ .[٢] ر . ك : التوحيد : ص ١٦٧ .[٣] ر. ك : تحفة اثنا عشريّة : ج ٢ ص ٩٣٩ ح ٧٧٢ ، الشيعة و السنّة : ص ٢٣ ، بين الشيعة وأهل السنّة : ص ١٨٢ ، اُصول مذهب الشيعة : ج ٢ ص ٩٣٩ .