دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥
٥٦٧٧.الكافى ـ به نقل از معتّب ـ: محمّد بن بِشرِ وَشّاء به حضور امام صادق عليه السلام رسيد و از ايشان خواست كه با شهاب ، صحبت كند تا در بازپرداخت قرض وى ـ كه هزار دينار بود ـ تا پايان موسم [حج ]به او مهلت دهد . امام صادق عليه السلام فردى را در پى شهاب فرستاد و او به محضر امام صادق عليه السلام رسيد . امام عليه السلام به او فرمود : «تو ، حال محمّد و متوسّل شدنش به ما را مى دانى . او مى گويد كه تو هزار دينار از او بستانكارى ، كه در راه شكم و شهوت ، مصرف نشده ؛ بلكه [بخشى] به صورت طلبى كه از افراد دارد و [بخشى نيز ]با زيان هايى كه در تجارت ديد ، از دستش رفت . من دوست دارم كه تو او را [در باز گرداندن بدهى اش] آزاد بگذارى» . سپس فرمود : «شايد تو از جمله كسانى هستى كه مى پندارند از نيكى هاى او گرفته و به تو داده مى شود » . شهاب گفت : پيش ما ، اين چنين است . امام صادق عليه السلام فرمود : «[البتّه] خداوند ، بخشنده تر و دادگرتر از آن است كه بنده اى به او تقرّب بجويد و در شب سرد به نماز برخيزد ، يا در روز گرم ، روزه بگيرد و يا اين خانه (كعبه) را طواف نمايد و او [پاداشِ] آن را از وى باز گيرد ، و [بى ترديد ، ]به او عطا مى گردد . لطف خداوند ، بسيار است و مؤمن را پاداش مى دهد» . شهاب گفت : محمّد بن بشر ، آزاد است و مهلت دارد .
٥٦٧٨.الكافي : امام كاظم عليه السلام فرمود : «همانا خداوند ، چيزى از انواع دارايى ها را رها نكرده است ، جز اين كه تقسيمش نموده و حقّ هر صاحب حقّى را از : خاص و عام ، نيازمندان و تهى دستان ، و هر گروهى از مردم ، داده است » . [امام عليه السلام ] فرمود : «اگر در ميان مردم دادگرى مى شد ، حتما بى نياز مى شدند» . سپس فرمود : «همانا داد ، از عسل ، شيرين تر است ، و دادگرى نكرده است ، مگر كسى كه آن را به خوبى انجام دهد» .