دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦١
لحاظ مى شود . در جامعه شناسى، جبر اجتماعى ـ كه ناشى از روابط اجتماعى حاكم بر انسان هاست ـ مطرح مى شود . در روان شناسى، جبر روان شناختى ـ كه ناشى از وضعيّت جسمى و روحى فرد است ـ مطرح مى شود . در فلسفه، گروهى جبرِ علّى و معلولى را منشأ جبر مى دانند و در كلام ، جبرِ ناشى از خداوند و اراده و قدر و قضاى او مطرح است . در اين مبحث ، جبرِ مطرح شده در علم كلام مورد نظر است، هر چند پس از اثبات بطلان اين نوع جبر ، اشاره اى هم به ردّ انواع ديگر جبر خواهيم داشت . شهرستانى در مورد جبرِ مطرح شده در كلام و اقسام آن مى گويد : جبر ، در حقيقت ، سلب فعل از بنده و نسبت دادن آن به پروردگار متعال است . جبرگرايى ، گونه هايى دارد : جبرگرايىِ ناب كه به هيچ وجه فعل و قدرتى براى بنده قائل نيست و جبرگرايىِ ميانه كه اجمالاً قدرتى براى بنده قائل است ؛ امّا بى هيچ اثرى . [١] در كتاب هاى مذاهب و فرق اسلامى ، نخستين فرقه اى كه «جبريّه» ناميده شده است ، مُرجئه جبريّه به رهبرى جهم بن صفوان است . [٢] به اين گروه ، جهميّه نيز مى گويند . اينان ، «جبرگراى ناب»اند . [٣] شهرستانى ، عقيده جهم را چنين توصيف مى كند : همانا انسان بر چيزى قدرت و به داشتن استطاعت ، توصيف نمى شود. او در كارهايش مجبور است و هيچ قدرت و اراده و اختيارى از خود ندارد. خداوند متعال، افعال انسان را خلق مى كند ، همان گونه كه [افعالِ ]همه
[١] الملل والنحل : ج ١ ص ٨٥ .[٢] جهميّه، ياران جهم بن صفوان اند . او از جبرگرايانِ ناب بود و بدعتش در تِرمِذ، آشكار شد . مسلم بن اَحوزِ مازنى، وى را در مَرو، در اواخر حكمرانى بنى اميّه كشت (الملل و النحل : ج ١ ص ٨٦) .[٣] الفرق بين الفرق : ص ٢١١ .