دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩
حديث
٥٩٩٥.امام باقر عليه السلام : وقتى قوم يونس وى را آزردند، او آنان را نفرين نمود. بدين خاطر، روز اوّل، در حالى از خواب برخاستند كه چهره هايشان زرد گشته بود و روز دوم، صبح را در حالى آغاز كردند كه چهره هايشان سياه شده بود . و خداوند ، وعده شان داده بود كه عذاب بر آنان فرود آيد. آن گاه عذاب تا نزديكى آنان آمد. پس، بين زنان و فرزندانشان و گاوها و بچه هاى آنها جدايى انداختند و لباس هاى ژنده و پشمينه پوشيدند و ريسمان به گردن هايشان بستند و خاكستر بر سرهايشان ريختند و يك پارچه به سوى پروردگارشان ناله زدند و گفتند: به خداى يونس، ايمان آورديم. آن گاه خداوند، عذاب را از آنان باز داشت.
٥٩٩٦.تفسير العيّاشى ـ به نقل از ابو بصير ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «وقتى عذاب بر قوم يونس سايه افكند، به درگاه خداوند، دعا كردند. آن گاه خداوند، عذاب را از آنان باز داشت». گفتم: اين، چگونه ممكن است؟ فرمود: «در دانش خدا بوده كه آن را از آنان باز مى دارد».
٥٩٩٧.علل الشرائع ـ به نقل از ابو بصير ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: به چه علّت، خداوند عز و جلعذابى را كه بر قوم يونس سايه افكنده بود، از آنان باز داشت، در حالى كه با امّت هاى ديگر چنين نكرد؟ فرمود: «زيرا در دانش خداوند عز و جلبوده كه عذاب را از آنان به خاطر توبه شان باز دارد و همانا خبر آن را به يونس نداده بود؛ چرا كه خداوند عز و جل اراده كرده بود كه او را در شكم ماهى بيندازد تا او را عبادت كند و بدين سبب، مستوجب پاداش و كرامت خدا گردد».
٥٩٩٨.علل الشرائع ـ به نقل از سماعه ـ: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: «خداوند از هيچ قومى عذابى را كه بر آنان سايه افكنده بود، باز نگردانيد، جز قوم يونس». گفتم: آيا عذاب بر آنان سايه افكنده بود؟ فرمود: «بله! حتّى آن را با دستانشان لمس كردند». گفتم: اين، چگونه مى شود؟ فرمود: «در دانشِ حتمى شده در نزد خداوند عز و جل كه هيچ كس بر آن آگاه نيست، چنين بود كه آن را از آنان باز مى دارد».