دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧
ابن عبّاس گفت : من بى تابى كردم و نگران شدم كه مبادا از تعداد افراد يادشده چيزى كم باشد و يا زياد ، و همين طور غصّه ناك بودم و آنها را مى شمردم تا نهصد و نود و نه نفر را شمردم و جمعيّت آنها به پايان رسيد . همين طور كه در انديشه آن بودم ، شخصى را ديدم كه مى آيد و او اويس قرنى بود و به اين ترتيب ، تعداد كامل شد . [١] در دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام نيز چند خبر غيبى از امير مؤمنان عليه السلام نقل شده كه خلاف هيچ يك ، اثبات نشده است . [٢] غِفارى براى درستى ادّعاى خود ، دست كم ، بايد چند مورد از اخبارى را كه كذب آنها اثبات شده ، ارائه كند . البتّه وى تنها يك مورد را نقل مى كند و مى گويد : در روايتى طولانى در تفسير القمّى ، از پايان دولت بنى عبّاس ، خبر داده شده است . [٣] امّا وقتى به تفسير القمّى مراجعه مى كنيم ، چنين مى يابيم : گفتم : فدايت گردم ! در چه زمانى ، آن به وقوع مى پيوندد؟ فرمود : «وقتى در اين باره براى ما تعيين نشده است» . شايانِ ذكر است كه هر چند در احاديث اهل بيت عليهم السلام ، زمان دقيقِ به پايان رسيدنِ دولت بنى عبّاس مشخّص نشده است ، امّا در احاديث رسيده از امام على عليه السلام ، وضعيّت اين حكومت و سلطانى كه آن را ساقط مى كند ، آمده است و بر اساس همين احاديث ، پدر علّامه حلّى قبل از فتح بغداد ، به هولاكو نامه نوشت و جان مردم حلّه را نجات داد . [٤]
[١] كشف اليقين : ص ٩٠ ـ ١٠٤ .[٢] دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج ١١ ص ١٣٣ .[٣] اُصول مذهب الشيعة : ج ٢ ص ٩٤٢ .[٤] ر . ك : كشف اليقين : ص ١٠١ .