دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٢
قوام توحيد ، ايمان به قدر است . در احاديث فراوانى ، تأكيد شده است كه انسان ، تا وقتى به تقدير الهى ايمان نداشته باشد، از بركات ايمان حقيقى، بى بهره خواهد بود. همچنين كسى كه مدّعى اسلام باشد و قَدَر را انكار كند ، «كافر» ، «مجوسى» و «ملعون» ناميده شده است . [١] البتّه به اين نكته مهم بايد توجّه داشت كه ايمان به تقدير ، با تدبير و برنامه ريزى و تلاش براى زندگىِ برتر، نه تنها منافات ندارد ، بلكه تدبير و تلاش، نوعى تقديرند ، چنان كه قرآن تصريح مى كند : «وَ أَنْ لَّيْسَ لِلْاءِنسَـنِ إِلَا مَا سَعَى. [٢] براى انسان ، جز حاصل تلاش او نيست» . آيه بدين معناست كه در نظام آفرينش، بر اساس تقدير الهى، انسان، تنها از تدبير و تلاش خود ، سود مى برد . بر همين پايه نيز بهره بردن از دارو و دعا و ساير اسباب ، براى انسان مفيد است، چنان كه در حديث پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است : الدَّواءُ مِنَ القَدَرِ ، وَقَد يَنفَعُ بِإِذنِ اللّه . [٣] درمان ، جزيى از قَدَر است و گاهى به اذن خداوند ، سودمند است . بر اين اساس ، اگر احاديثى به ظاهر ، بر تنافى تدبير و تقدير ، دلالت داشته باشند ، قطعا مقصود از آنها چيزى ديگر است . [٤]
هشت . آثار خشنودى به قضا و قدر
يكى از آموزه هاى مهمّ اسلامى، خشنودى به قضاى الهى است ، بدين معنا كه
[١] . ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ٩ ص ٩٨ ح ٦٢٢٧ .[٢] نجم : آيه ٣٩ .[٣] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ٩ ص ١٠٣ (آنچه با ايمان به تقدير ، منافات ندارد) .[٤] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ٩ ص ١٠٩ (توضيحى درباره آنچه به ظاهر بر تنافى تقدير و تدبير دلالت دارد) .