امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٦٨

مواردى هم هست كه جاى تنبيه عملى است. اسلام دينى است كه طرفدار «حدّ» است، طرفدار «تعزير» است، يعنى دينى است كه معتقد است، مراحل و مراتبى مى‌رسد كه مجرم را جز تنبيه عملى، چيز ديگرى بيدار نمى‌كند و از كار زشت باز نمى‌دارد، اما انسان نبايد اشتباه كند و خيال كند كه همه موارد سختگيرى و خشونت است. حضرت على (ع) درباره پيغمبر اكرم (ص) اين طور تعبير مى‌كند: «طَبيبُ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى‌ مَواسِمَهُ» «١» مى‌فرمايد: او طبيب بود، پزشكى بود كه بيمارها و بيمارى‌ها را معالجه مى‌كرد، بعد به اعمال اطبّا تشبيه مى‌كند كه اطبا هم مرهم مى‌نهند و هم جراحى مى‌كنند و گاهى داغ مى‌كنند. مى‌گويد پيغمبر دو كاره بود، پزشكى بود هم مرهم گذار و هم جراح و داغ كن. مقصود اين است كه پيغمبر دو گونه عمل مى‌كرد، يك نوع عمل پيغمبر مهربانى و لطف بود. اول هم «احْكَمَ مَراهِمَهُ» را ذكر مى‌كند؛ يعنى عمل اول پيغمبر هميشه لطف و مهربانى بود، ابتدا از راه لطف و مهربانى معالجه و با منكرات مبارزه مى‌كرد. امّا اگر به مرحله‌اى مى‌رسيد كه ديگر لطف و مهربانى و احسان و نيكى سود نمى‌بخشيد، آنها را به حال خود نمى‌گذاشت، اينجا بود كه وارد عمل جرّاحى و داغ كردن مى‌شد، هم مرهم‌هاى خود را بسيار محكم و مؤثر انتخاب مى‌كرد و هم آنجا كه پاى داغ كردن و جراحى در ميان بود، بطور عميق داغ مى‌كرد و قاطع جرّاحى مى‌نمود. سعدى ما هم اين را مى‌گويد، ولى بدون آنكه حق تقدّمى براى مهربانى قائل شده باشد، مى‌گويد: