امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٤٧
امام با آوردن واژه «انّما» اين تكليف را فقط بر عهده صاحبان اين شرايط مىگذارد و اين امر با عمومى بودن اين تكليف كه قبل از اين ذكر شد، منافات ندارد؛ زيرا اولًا علم و معرفت داراى مراتب و مراحل است و مراتب ابتدايى آن در نزد عموم افراد مسلمان هست و با توجه با آن، مراتب پايين امر به معروف و نهىاز منكر، ازعهده هر مكلفى بر مىآيد و ثانياً تحصيل شرط علم براى افراد مؤمن لازم است وآنان بايد اين شناخت را تحصيل و در خود ايجادكنند.
كسى كه مىخواهد به وظيفه خود در اين زمينه عمل كند به دوگونه آگاهى نياز دارد:
الف- شناخت معروف و منكر؛ او بايد بداند چه فعلى واجب يا مستحب و معروف و چه فعلى حرام يا مكروه و منكر است.
ب- شناخت رفتار كسى كه مىخواهد او را امر و نهى كند؛ يعنى بايد بداند آنچه را ديگرى ترك كرده «معروف» است تا امر به آن بر او لازم باشد و نيز بايد بداند آنچه را مرتكب شده، «منكر» است تا نهى از آن لازم باشد. «١»
از طرف ديگر آنان كه عمل خلافى را مرتكب مىشوند، چند گروهند:
١- گروهى با علم و آگاهى، به ترك معروف يا انجام منكر اقدام مىكنند، به عنوان مثال با اينكه مىدانند نماز واجب است، اين وظيفه را انجام نمىدهند. امر به معروف و نهى از منكر اين گروه لازم است.
٢- گروهى كه اطلاع از حكم الهى ندارند و بدين جهت گناه مىكنند، مثل كسى كه از روى بىاطلاعى از وجوب نماز آيات، آن را ترك كرده است. امر به معروف و نهى از منكر چنين شخصى نيز لازم است. البته بهتر است كه ابتدا او را ارشاد كند، و اگر ديد بر ترك آن عبادت اصرار دارد، امر و نهى نمايد. «٢»