امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٣٣
عالم وابسته به دستگاه حكومت اموى نمونه اين مطلب است، كه حضرت با تازيانه امر به معروف و نهى از منكر، او را تنبيه مىكند:
و بدان كه كمترين كتمان حق و سبكترين بارى كه بر دوش دارى، اين است كه وحشت ظالم را به انس تبديل كردى و راه گمراهى را با نزديكى خودت بدو و اجابت دعوت او، برايش هموار كردى! وه چه مىترسم كه فرداى قيامت به همراه خائنان، گرفتار گناه خود باشى و از اينكه هر چه بگيرى، به خاطر كمك به ظالمان، مسئول آن باشى. تو مالى را گرفتى كه از آن تو نيست، و به كسى نزديك شدى كه حق هيچكس را ادا نكرده و تو هم با تقرب به او هيچ باطلى را رد نكردى. تو دوست داشتى كسى را كه با خدا مىجنگد.
آيا چنان نيست كه تو را دعوت كردند و قطبى ساختند براى چرخاندن ستم خود و تو را پل ساختند تا از آن عبور كنند و تو را نردبان گمراهى خود ساختند؟ ... «١»
٣- حمايت از قيامها و نهضتهايى كه براى امر به معروف و نهىاز منكر انجام مىگرفت: نمونه اين گونه حركتهاى انقلابى، قيام زيد بن على بن الحسين (ع) است كه علماى بزرگ، فلسفه قيامش را امر به معروف و نهى از منكر دانستهاند. از آن جمله شيخ مفيد درباره او مىنويسد: «با شمشير قيام كرد و امر به معروف و نهى از منكر مىكرد.» «٢»
زيد بر اساس روايات و نظر علماى بزرگ، قيام خود را با اجازه امام صادق (ع) انجام داد «٣».