امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٤٩
حرام بود، ماهىها را به مكانهاى صيد هدايت مىكردند و روز بعد آنها را صيد مىكردند و بهاين صورت حرمت شنبه را ضايع مىكردند. گروهى از مؤمنان قوم آنان، متخلفان را از اين حرمت شكنى باز داشته موعظه مىكردند و نهى مىنمودند ولى گروهى ديگر از مؤمنان كه گرچه در حرمت شكنى با متجاوزان همراه نبودند ولى حفظ منافع، آنان را از نهى منكر باز داشته بود، خطاب به ناهيان از منكر گفتند:
لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً «١»
چرا جمعى را انذار مىكنيد و اندرز مىدهيد كه خدا آنان را هلاك خواهد كرد يا به عذاب شديد دچار خواهد نمود.
ناهيان از منكر جواب دادند:
مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ «٢»
براى اعتذار [و رفع مسئوليت] در پيشگاه خدا و شايد آنان تقوا پيشه كنند (و دست از حرمت شكنى بكشند).
يعنى گرچه ما مىدانيم كه تجاوزگران از روى علم، آگاهى، خيرهسرى و طغيان دست به اين حرمت شكنى زدهاند ولى با وجود اين هنوز از متذكر شدن همه يا بعضى از آنان نااميد نيستيم، بلكه اميد داريم اين نهى از منكر تأثيرى داشته باشد. علاوه بر آن، ما در پيشگاه خدا نيز معذور خواهيمبود چون توان خود را براى جلوگيرى از منكر به كار بستهايم.