امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٣٥
ج- يك دستهاى مىگفتند بايد دامن زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناهها تا دنيا پر از ظلم و جور بشود و حضرت «سلام الله عليه» تشريف بياورند، در بين اين دسته منحرفهايى هم بودند كه براى مقاصدى به اين دامن مىزدند، اشخاص ساده لوح هم بودند. «١»
آيا با چنين توهّماتى مىتوان از يك اصل ضرورى دين يعنى «امر به معروف و نهى از منكر» دست برداشت؟ آيا كسى از دانشمندان اسلامى و فقهاى شيعه، تكليف امر به معروف و نهى از منكر را در عصر غيبت حضرت ولى عصر (عج) ساقط دانسته است؟ و اگر به فرض، روايتى هم در اين باره داشته باشيم مىتواند قابل اعتماد باشد؟ به تعبير حضرت امام رضوان الله عليه:
ما اگر فرض مىكرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار مىزديم براى اينكه خلاف آيات قرآن است، اگر روايتى بيايد و بگويد كه نهى از منكر نبايد كرد، اين را بايد به ديوار زد، اينگونه روايت قابل عمل نيست. «٢»
در آثار متفكر بزرگ استاد شهيد مرتضى مطهرى نيز به «رابطه انتظار فرج و امر به معروف» توجه شده است:
انتظار فرج دو گونه است: انتظارى كه سازنده است، تحرك بخش است، تعهدآور است و انتظارى كه ويرانگر است، بازدارنده است، فلج كننده است و نوعى «اباحيگرى» محسوب مىشود.
امر به معروف و نهى از منكر ١٤١ ١ - ٢. پيامدهاى فردى ..... ص : ١٤٠