امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٤١

فَمَنْ لَمْ يَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَلَمْ يُنْكِر مُنْكَراً قُلِبَ فَجُعِلَ اعْلاهُ اسْفَلَهُ وَاسْفَلُهُ اعْلاهُ «١» آن كس كه (حتى) با دل كار شايسته را نشناخت و ناشايسته را انكار نكرد، (قلبش) وارونه گشته و بالايش پايين، و پايينش بالا شده است (استحاله شده و حقايق را به درستى درك نمى‌كند.) «قلب» و «واژگونى» شخصيت انسان بر اثر ترك امر به معروف و نهى از منكر، نكته‌اى نيست كه به سادگى بتوان از آن گذشت. بسيار شنيده‌ايم‌كه مى‌گويند انسان بايد از لاك خودپرستى خارج شود. خارج شدن از لاك خودپرستى، داراى مراحلى است كه اولين مرحله آن «غير دوستى» است. كودك در دوران طفوليت، فقط خود را مى‌بيند و همه چيز را براى خود مى‌خواهد و حتى به پدر و مادر هم به چشم وسيله وابزارى براى خودش نگاه مى‌كند. سپس در دوران جوانى، با انتخاب همسر به يك شخص ديگر نيز علاقه پيدا مى‌كند، يعنى از خود در مى‌آيد و خودش و او يكى مى‌شوند و همه چيز را براى اين «خودِ بزرگ‌تر» مى‌خواهد. اين اولين مرحله‌اى است كه انسان از «لاك خود» خارج مى‌شود. به‌همين دليل ازدواج با اينكه يك امر غريزى است، در اسلام جنبه اخلاقى دارد و در معنويت انسان تأثير مى‌گذارد. ولى اين مقدار از توسعه كه همسر و فرزند را در بر مى‌گيرد، كافى نيست. پس از آن براى برخى «خود قبيله‌اى و قومى» مطرح مى‌شود، كه اصول انسانى مثل گذشت، احسان و ايثار را در محدوده قبيله و قوم محدود مى‌ امر به معروف و نهى از منكر ١٤٨ ٢ - ٢. پيامدهاى اجتماعى ..... ص : ١٤٦ كنند.