امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٠٧
بسيارى از مرتكبان منكر و تاركان معروف نسبت به عواقب، آثار و پيامدهاى منفى عمل خود آگاهى كافى ندارند يا متوجه آن نيستند. در چنين مواردى يادآورى بسيار مؤثر است. به چند نمونه قرآنى در اين مورد توجه مىدهيم.
قوم موسى عليه السلام از آن بزرگوار طلب خداى ديدنى و محسوس- بت- كردند و آن حضرت در نهى آنان فرمود:
إِنَّ هؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَاهُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَاكَانُوا يَعْمَلُونَ قَالَ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ «١»
اينان (بت پرستان) سرانجام كارشان نابودى است و آنچه انجام مىدهند، باطل است. (سپس) گفت: آيا غير از خداوند معبودى براى شما بطلبم؟
خدايى كه شما را بر جهانيان برترى داد.
فرعون و درباريانش براى رويارويى با موسى به شور و طرح نشستهاند و با مطرح كردن بهانههاى واهى زمينه قتل او را مىچينند. مردى مؤمن از درباريان به نهى آنان مىپردازد وبا استدلالهاى متين عواقب اين مخالفت را توضيح مىدهد. «٢» روش اين مؤمن در امر به معروف و نهى از منكر حاوى نكات بسيار جالبى است، از جمله:
١- وى در امربه معروف خود، روش تقيّه را پيش گرفت و براى نهى آن جمع كافر متعصّب، در مرحله اول ايمان خود را كتمان كرد و اظهار پيروى از موسى و يكتاپرستى نكرد.