امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٣١

مورد استفاده و بهره‌بردارى رژيم‌هاى طاغوتى و ستمگر بوده است، جبّاران با شعار «جبر و مشيت الهى» از يك سو اعمال جنايت‌كارانه خود را توجيه مى‌كردند و از سوى ديگر، «امر كنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر و اصلاح طلبان» را محكوم كرده، مى‌گفتند شما عليه خواست و مشيت الهى قيام مى‌كنيد. «ابو على جبايى» يكى از بزرگان معتزله مى‌گويد: «اول كسى كه معتقد به جبر شد، معاويه بود». قاضى عبد الجبار گويد: «معاويه اظهار مى‌كرد كه آن چه انجام مى‌دهد به قضاى الهى بوده و مخلوق خداست تا مردم گمان كنند كه او درست مى‌گويد و اعمالش صحيح است و ازجانب خداوند، پيشوا قرار گرفته است. اين رويه به ديگر حاكمان بنى اميه نيز سرايت كرد.» «١» قيام امام حسين (ع) كه براى احياى «امر به معروف و نهى از منكر» انجام گرفت، از سوى يزيد بن معاويه با شعار جبر تخطئه شد كه اين قيام بر خلاف مشيت الهى بوده است! وقتى سر امام حسين (ع) را در مجلس يزيد حاضر كردند، او خطاب به حاضران گفت: «حسين بر من افتخار مى‌كرد و مى‌گفت: پدرم برتر از پدر تو، و مادرم برتر از مادرت و جدم برتر از جد توست و خودم برتر از تو هستم» و همين ادعا موجب قتل او گشت، اما اينكه پدرش را از پدر من بالاتر مى‌دانست، درست نيست، چون پدرم با پدر او محاجّه كرد و خداوند پدرم‌را بر او غالب ساخت واما اينكه مادرش را بالاتر از مادرم مى‌دانست، البته چنين است زيرا فاطمه دختر رسول‌خدا (ص) از مادر من افضل است‌