امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٢٤
در آخر الزمان از قومى پيروى خواهد شد كه گروهى از آنها رياكارند و به عبادت و زهد مىپردازند، تازهكارانى سفيهاند كه امر به معروف و نهى از منكر نمىكنند، مگر وقتى كه از ضرر و خطر ايمن باشند، براى (فرار از تكليف) به دنبال بهانه و رخصت مىگردند، از لغزش و اعمال بد دانشمندان جستجو مىكنند، به نماز و روزه و هر چه برايشان ضرر جانى و مالى نداشته باشد، رو مىآورند، و اگر نماز هم برايشان ضرر مادى داشته باشد، آن را ترك مىكنند همان طور كه برترين و ارزشمندترين واجبات (امر به معروف و نهى از منكر) را رها كردهاند.
امام حسين (ع) مىفرمايد:
النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلى الْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ ما دَرَّتْ بِهِ مَعايِشُهُمْ فَاذا مُحِصُّوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ
مردم برده دنيايند و دين لقلقه زبانشان است. تا وقتى دنبال دين مىگردند كه روزى و آسايش آنان تأمين باشد و آن گاه كه به بلا دچار شوند، دينداران اندك مىگردند.
٢- ١. ضعف غيرت دينى
مؤمن نسبت به احكام الهى «غيور» است و نمىتواند تماشاگر تعدى به حدود و دستورات خداوند باشد. از اين رو، به امر به معروف و نهى از منكر مىپردازد، و آنكه از اين «غيرت» نصيب لازم را ندارد، با بى تفاوتى از چنين صحنههايى مىگذرد.
حضرتامير (ع) در دوران حكومت خود، پيوسته با چنين افراد سستعقيده و كم تحرك در ميان اصحاب خود رو به رو بود و از آنها گلايه داشت: