امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٤٣
اين بيان نشان مىدهد كه امربه معروف و نهىاز منكر ريشه در چه ابعادى از شخصيت انسان دارد و آنان كه چنين روح بلندى در كالبدشان دميده شده است، در مقابل انحراف ديگران نمىتوانند ساكت و بى تفاوت بمانند.
پس، آن كه معروف را نمىشناسد و نمىپسندد و ترويج نمىكند و به انكار منكر نمىپردازد، هنوز از دايره «خودپرستى» خارج نشده است و بهرهاى از كمالات انسانى نبرده، بلكه يك انسان وارونه است.
- شريك شدن در گناه گناهكاران
سكوت نسبت به انجام معاصى و ترك واجبات به معناى رضايت نسبت به آن وضع است و فرد براى اينكه نارضايتى خود را نشان دهد، بايد به هر صورت كه ممكن است تنفّر و نارضايتى خود را از آن وضع اعلام و ابراز كند و اگر مىتواند در اصلاح آن وضع بكوشد. كسانىكه توان اظهار تنفّر و اقدام اصلاحى دارند و اقدام نمىكنند، با ترك اين وظيفه در گناه گناهكاران شريك شده و عذاب دنيايى اگر نازل شود، آنان را نيز فرا مىگيرد. امام صادق (ع) مىفرمايد:
مَنْ كانَ لَهُ جارٌ وَ يَعْمَلُ بِالْمَعاصى فَلَمْ يَنْهَهُ فَهُوَ شَريكٌ لَهُ «١»
هر كس همسايه اهل معصيتى دارد و او را نهى نمىكند، در گناه او شريك است.
در قصه «اصحاب شنبه»، قرآن جريان قومى از يهود را يادآور مىشود كه حرمت روز شنبه را رعايت نكردند. مؤمنانىكه دراين طغيان شركت نكردند، دو گروه بودند؛ گروهى كه ضمن حفظ خود از گناه، ديگران را نيز