امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٤١
دوم اينكه انسان موجودى اجتماعى است و زندگى اجتماعى، هزاران مسأله و مشكل برايش بهوجود مىآورد كه بايد همه آنها را حل و تكليفش را در مقابل همه آنها روشن كند، و چون موجودى اجتماعى است، سعادتش، آرمانهايش، ملاكهاى خير و شرش و ... با سعادتها، آرمانها و ملاكهاى خير و شر ديگران آميخته است و نمىتواند راه خود را مستقل از ديگران برگزيند. از اين جهت، بايد سعادت خود را در مسيرى جستوجو كند كه جامعه را به سعادت و كمال برساند.
سوم اينكه انسان زندگى جاويد دارد و نبايد خوبىها و بدىها را تنها در دايره محدود زندگى دنيا در نظر بگيرد. لذا در قضاوت نسبت به زشتى و زيبايى هر كارى بايد آثار آن را نسبت به روح جاودانه خود و زندگى پس از مرگ نيز در نظر داشته باشد و روشن است كه «عقل» نسبت به «آن زندگى» هيچ گونه تجربهاى ندارد. «١»
هر يك از دلايل سهگانه بالا براى اثبات اين مطلب كافى است كه براى شناخت معروف و منكر علاوه بر عقل، به شرع نيز نيازمنديم و البته به حكم آنكه اسلام، آخرين دين و كاملترين شريعت است، براى تمام زواياى زندگى بشر، دستورات و تكاليفى را به عنوان «بايد و نبايد» مشخص كرده است كه لازم است در امر به معروف و نهى از منكر آنها را در نظر داشت.
٤- عرف و اجتماع:
براى آنان كه داراى موقعيّت اجتماعى هستند، «معروف و منكر» علاوه بر معيارهاى عقلى و شرعى، معيارهاى اجتماعى و عرفى نيز دارد. افرادى كه در جامعه بهعنوان مظهر دين و منادى تقوا شناخته مىشوند و همچنين