امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٩٣
امّا در روش غير مستقيم در لابلاى گفتار به او تفهيم مىشود كه فلان كار معروف و پسنديده را بايد انجام دهد، مثلًا بدون اين كه متوجه شود كه او را مورد خطاب قراردادهاند، از فردى كه آن وظيفه واجب را انجام داده است، تعريف مىشود.
بدون شك، روش دوم تأثير بيشترى دارد. نمونه استفاده از اين روش غير مستقيم شيوه امام حسن و امام حسين عليهما السلام است كه در اين نقل تاريخى آمده است:
امامحسن و امامحسين عليهماالسلام در حالى كه هر دو طفل بودند به پيرمردى كه مشغول وضوگرفتن بود، برخورد كردند ومتوجه شدند كه وضوى او باطل است. اين دو بزرگوار كه به رسم و روش اسلام آشنا بودند، متوجه بودند كه از يك طرف بايد پير مرد را آگاه كنند كه وضويش باطل است و از طرف ديگر، اگر به طور مستقيم به او بگويند كه وضويت باطل است، شخصيّتش جريحهدار مىشود و اولين واكنشىكه نشان مىدهد اين استكه مىگويد «نهخير همينطور درست است» بنابر اين جلو رفتند و گفتند: ما هر دو مىخواهيم در حضور شما وضو بگيريم. ببينيد كدام يك از ما بهتر وضو ميگيريم. او پذيرفت.
امام حسن (ع) يك وضوى كامل در حضور او گرفت. بعد امام حسين (ع) اين كار را انجام داد. تازه پيرمرد متوجه شد كه وضوى خودش نادرست بوده، بعد گفت: وضوى هر دوى شما درست است، وضوى من خراب بوده.
آنها اين طور از طرف اعتراف گرفتند، حالا اگر در اينجا مىگفتند: «پيرمرد خجالت نمىكشى؟ با اين ريش سفيدت هنوز وضو گرفتن بلد نيستى؟» او از نماز خواندن هم بيزار مىشد! «١»