امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٥٨
و چه باز دارنده، به هر حال عوارض خاصّ خود را دارد. مصرف انرژى، بروز كشمكش، اصطكاك، موضعگيرى متقابل، لجاجت، اصرار بر حفظ وضع موجود و ادامه مسير قبلى و ... بخشى از اين عوارض است.
همان گونه كه بى تفاوتى و عدم برخورد با اشخاص سهلانگار و متخلّف موجب بروز ناهماهنگى در يك سيستم مىشود، برخوردهاى ناموزون و نامتناسب نيز نه تنها مشكل را حل نمىكند، كه بر وخامت اوضاع مىافزايد.
برخورد با كسى كه يك درجه انحراف دارد با كسى كه ده درجه انحراف دارد، فرق مىكند، نوع انحراف افراد نيز يكسان نيست و با هركس بايستى به فراخور ظرفيت، شخصيت، سنّ، استعدادها، ميزان هدايت پذيرى و دفعات تكرار جرم او برخورد كرد.
به عنوان مثال، پزشكِ ماهر و كاردان پس از علم به چگونگى حال بيمار و شناخت نوع بيمارى، درمان را با داروهاى ضعيفتر كه تنش و عوارض كمترى در بيمار ايجاد مىكند، آغاز و به تدريج آنقدر بر كمّ و كيف داروها مىافزايد، تا اثر مثبت آنها را در بيمار بيابد. آنگاه سقف تجويز و مصرف دارو را درهمان حد نگه مىدارد و كار را تا درمان كامل بيمارى ادامه مىدهد.
اين سير تدريجى به اين دليل صورت مىگيرد كه مصرف بيش از اندازه دارو نه تنها موجب بهبودى و شفاى بيمار نمىشود، كه باقى مانده سلامت او را نيز به خطر خواهد انداخت.
در فريضه امر به معروف و نهى از منكر نيز، همين گونه است و كيفيّت برخورد از نظر شدّت و ضعف بايد با نوع تخلّف، متناسب و هماهنگ باشد.
در فقه اسلامى، سه مرتبه كلّى براى امر به معروف و نهى از منكر در نظر گرفته شده است كه هر مرتبه نيز خود داراى درجات و مراتبى است و