امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٥٧
بهايى در كتاب «اربعين» خود از بعضى علما نقل كرده كه علاوه بر شروط فوق، شرط «عامل بودن آمر» را هم اضافه كردهاند. مستند آنان در اين نظر آيات و رواياتى است از جمله:
أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ «١»
آيا مردم را به نيكى امر مىكنيد و خود را فراموش مىنماييد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ «٢»
اى مؤ
امر به معروف و نهى از منكر ٦٣ ١ - ٢. اظهار رضايت يا تنفر قلبى ..... ص : ٥٩
منان چرا چيزى مىگوييد كه بدان عمل نمىكنيد.
صاحب جواهر بعد از نقل اين نظريه در ردّ آن مىنويسد:
اين آيات و روايات در مقام مذمت كردن كسى است كه امر به معروف مىكند ولى خودش عامل نمىباشد و دلالت بر واجب نبودن امر به معروف بر غير عامل و شرط بودن عمل در آمر به معروف ندارد. «٣»
٢. مراتب امر به معروف و نهى از منكر
برخى از افراد درانجام عبادتالهى و اجراى دستورات او از خود سستى، كُندى يا توقّف نشان مىدهند و امر به معروف در واقع نوعى تلاش براى به حركت در آوردن و برانگيختن آنان، در جهت اطاعت از فرامين الهى است.
همچنين پارهاى از مردم بر انجام نافرمانى خداوند و معاصى او اصرار مىورزند و نهى از منكر به منزله نيروى بازدارندهاى است كه راه را بر حركت منفى ايشان سد مىكند يا آن را كُند مىسازد. برخورد، چه تحريك كننده باشد