امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٣٥
دانست كه چه كارى در محدوده «معروف» قرار دارد تا امر به آن لازم باشد، و چه كارى در محدوده «منكر» جا مىگيرد تا نهى از آن واجب باشد. از اين رو، آنانكه بدون شناخت صحيح از معروف و منكر ديگران را امر و نهى مىكنند، نه تنها خدمتى انجام نمىدهند، بلكه چه بسا باعث گمراهى ديگران نيز مىشوند. همچون طبيبى كه قبل از شناخت درد و تشخيص بيمارى به نوشتن نسخه و تجويز دارو بپردازد يا راهنمايى كه بدون اطلاع از راه در صدد هدايت گمگشتگان باشد. ازاين رو، فقهاى بزرگ شيعه اولين شرط وجوب امر به معروف و نهى از منكر را آگاهى از معروف و منكر دانستهاند. «١»
- معروف و منكر در لغت
راغباصفهانى كه درتبيين واژههاى قرآن از تبحّر وذوق خاصى برخوردار است، معروف و منكر را اين گونه معنى كرده است: معروف به عملى گفته مىشود كه از راه عقل يا شرع نيكويىاش شناخته شده باشد، ومنكر به كارى گفته مىشود كه به واسطه عقل يا شرع نيكويىاش انكار شده باشد. «٢»
مفسّر عظيم الشأن، طبرسى نيز مشابه همين تعريف را ذكر كرده است:
مقصود از معروف همان «حق» است كه عقل و شرع بدان فرا مىخوانند، چون آن را صحيح مىشناسند، بر خلاف منكر كه عقل و شرع از آن بيزارند، چرا كه نمىتوانند آن را صحيح بشمارند، پس هر چه را كه بتوان صحيح و جايز شمرد، «معروف» و هر چه را كه نتوان چنين معرفتى نسبت بدان پيدا كرد «منكر» است. «٣»