امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٣٩

كسانى كه «اصلاح خود» را از «اصلاح ديگران» جدا مى‌دانند و معتقدند كه به جاى تلاش براى نجات ديگران، تنها بايد در فكر نجات خود بود، نه تنها از بينش صحيح اسلامى برخوردار نيستند، بلكه برداشت درستى از «ماهيت جامعه و زندگى اجتماعى انسان» ندارند. نوع رابطه انسان‌ها با يكديگر، همچون ارتباط چوب‌هاى كبريت كه در يك قوطى در كنار هم قرار گرفته‌اند نيست تا هر يك از ديگرى بيگانه و جدا باشد، و حتى از نوع ارتباط اجزا و قطعات يك ماشين كه از پيوستگى و ارتباط قويترى برخوردارند، نيست، بلكه: «نيازهاى مشترك اجتماعى و روابط ويژه انسان، انسان‌ها را آن چنان به يكديگر پيوند مى‌زند و زندگى را آن چنان وحدت مى‌بخشد كه افراد را در حكم مسافرانى قرار مى‌دهد كه در يك اتومبيل يا يك هواپيما يا يك كشتى سوارند و به سوى مقصدى در حركتند و همه با هم به منزل مى‌رسند و يا همه با هم از رفتن مى‌مانند و همه با هم دچار خطر مى‌گردند و سرنوشت يگانه‌اى پيدا مى‌كنند. چه زيبا مثلى آورده رسول اكرم (ص) آنجا كه فلسفه امر به معروف و نهى از منكر را بيان مى‌كند: گروهى از مردم در يك كشتى سوار شدند و كشتى سينه دريا را مى‌شكافت و مى‌رفت، هر يك از مسافران در جايگاه مخصوص خود نشسته بود. يكى از مسافران به عذر اينكه اينجا كه نشسته‌ام جايگاه خودم است و تنها به خودم تعلق دارد، با وسيله‌اى كه در اختيار داشت به سوراخ كردن همان نقطه پرداخت، اگر ساير مسافران همان جا دست او را گرفته و مانع مى‌شدند، غرق نمى‌شدند و مانع غرق شدن آن بيچاره نيز مى‌شدند. «١»