امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٢٥

... فَقُبْحاً لَكُمْ وَتَرَحاً حينَ صِرْتُم غَرَضاً يُرْمى‌ يُغارُ عَلَيْكُمْ وَلا تُغيرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لا تَغْزُونَ وَ يُعْصَى اللَّهُ وَ تَرْضَوْنَ ... يا اشْباهَ الرِّجَالَ وَلا رِجالَ، حُلُومُ الْأَطْفالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجالِ ... قاتَلَكُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبى‌ قَيْحا وَ شَحَنْتُمْ صَدْرى‌ غَيْظاً «١» زشت باد روهايتان و غمين باد دل‌هايتان كه آماج تيرهاى دشمنان قرار گرفته‌ايد! مال شما را به يغما مى‌برند و واكنش نشان نمى‌دهيد، با شما مى‌جنگند و شما نمى‌جنگيد. خدا را معصيت مى‌كنند و شما راضى هستيد ... اى مرد نمايان نامرد! كه عقلتان كودكانه است و به حجله نشينان نو عروس مى‌ماند ... خدا شما را بكشد كه دلم را چركين ساختيد و سينه‌ام را از خشم آكنديد. ٣- ١. طمعكارى‌ طمع، زبان «امر به معروف و نهى از منكر» را به زبان «تملق و چاپلوسى» تبديل مى‌كند و پيوسته در اين انديشه است كه چگونه و با چه الفاظى سخن بگويد كه بيشتر و بهتر بتواند توجّه صاحبان زور و زر را به خود جلب كند و خود را محبوب آنان سازد. انسان تا در بند مادّيات است و به آنچه خداوند از حلال به او روزى كرده قانع نيست، نمى‌تواند آزادانه امر به معروف و نهى از منكر كند آنگاه «زبان و قلم» انسان آزاد مى‌گردد و آزادانه امر و نهى مى‌كند كه «دل» او از بند طمع رها گردد و اين مقام انسان‌هاى والايى چون «ابوذر» است. امام صادق (ع) مى‌فرمايد: