امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١١٤
فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ «١»
پس مبادا جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست برود. خداوند به آنچه انجام مىدهند، داناست.
پيامبر با اين سوز و گدازى كه نسبت به هدايت خلق داشتند، از سر محبت و دلسوزى و فقط براى انجام وظيفه و كسب رضاى خدا قيام كردند و به امرو نهى پرداختند و اين سيره همه پيامبران بوده است. وقتى رسولان الهى براى هدايت مردم وارد انطاكيه شدند و آنان را به توحيد و نفى شرك دعوت كردند، مورد تكذيب قرار گرفتند ولى ناگاه مردى دوان دوان از دورترين جاى شهر سر رسيد و فرياد زد:
يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ اتَّبِعُوا مَن لَايَسْأَلُكُمْ أَجْراً وَهُم مَّهْتَدُونَ «٢»
اى قوم من، از فرستادگان خدا پيروى كنيد. از كسانى اطاعت كنيد كه از شما مزد نمىخواهند و خود هدايت يافتهاند.
دو ويژگى اخلاص وصداقت (همگونى زبان و عمل) آنچنان بارز و مؤثر بود كه مؤمن آليس در هوادارى خود از رسولان به آن دو استناد كرد. مخالفان پيامبران نيز سعى مىكردند اخلاص پيامبران را در نزد مردم خدشهدار كنند و آنان را طالبان مقام و موقعيت معرفى كرده و مردم را از گرويدن بدانان باز دارند:
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ «٣»