امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٠٠
شب دوم هنگام سحر بود كه تازه مسلمان باز صداى در را شنيد كه مىكوبند، پرسيد كيست؟- جواب داد: من همسايهات هستم، وضو بگير به مسجد برويم. تازه مسلمان در پاسخ گفت: من همان ديشب كه از مسجد برگشتم، از اين دين استعفا دادم، برو يك آدم بيكارتر از من پيدا كن كه كارى نداشته باشد، و وقت خود را بتواند در مسجد بگذراند. من آدمى فقير و عيالوارم، بايد دنبال كار و كسب بروم.
امام صادق (ع) بعد از نقل اين حكايت، براى ياران خود، فرمود: به اين ترتيب، آن مرد عابد سختگير، فردى را كه وارد اسلام كرده بود، خودش از اسلام بيرون كرد. بنابر اين، شما هميشه متوجه اين حقيقت باشيد كه بر مردم سخت نگيريد، اندازه طاقت و توانايى مردم را در نظر داشته باشيد، تا مىتوانيد كارى كنيد كه مردم متمايل به دين شوند و از دين فرارى نشوند، آيا نمىدانيد كه بناى سياست اموى بر سختگيرى و شدت است، ولى راه و روش ما بر نرمى و مدارا و حسن معاشرت و به دست آوردن دلها است.» «١»
در اين زمينه آمر به معروف و ناهى از منكر بايد از عفو و گذشت لازم هم برخوردار باشد و گناهكار را نسبت به گناه جرى نكرده بلكه به عفو و گذشت حق تعالى اميدوار ساخته و به توبه و انقلاب درونى وا دارد. آيات زير ناظر به اين روش است:
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيَما أَخْطَأْتُم بِهِ وَلكِن مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً «٢»